فلسفه زندگى
جريان فلسفى سده نوزدهم و ابتداى سده بيستم که بر عليه يکسو نگرى خردورزانه دوران روشنگرى موضع گرفته و اخلاق انسان را به روندهاى نا آگاهانه طبيعى وابسته مى داند. ׳
آنچه را کانت " وظيفه" خوانده و هگل " اراده خردمند" مى نامد، از سوى اين فلسفه به انتقاد گرفته شده و جانبداران آن، اصولن با کاربرد مفهوم " تو بايد" مخالفت مى ورزند. ׳
در اين فلسفه ، نياز فردى ، خود مدارى و قدرت طلبى هاى انسانى مورد تاکيد قرار دارد و اراده خردمندانه را انکار مى کنند: ׳
تنها اراده کارساز، " اراده نوع بشر" است که آن هم کور و بدور از خرد است ﴿شوپنهاور﴾. ׳
اخلاق انسانى عبارت است از عشق، همدردى و همگرايى. ׳
فلسفه زندگى را نبايد جريانى باورمند به اراده گرايى ﴿ولونتاريسم﴾ دانست. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭