فلسفه مجار ﴿ungarische Philosophie ,hungarian philosophy﴾ ׳

 

 آغاز فلسفه مجارستان با نام پتروس نيگرى ﴿Nigri ، ١۴٨۴م.﴾ گره خورده است که يک مهاجر آلمانى بود. در ابتدا، دکارت و ايدآليسم آلمانى بيشترين نفوذ را داشتند که در آثار يوناس اردلى ﴿١٨١۴ ١٨۶٨،Erdelyi﴾ ديده مى شود. هوروات ﴿Horvath، ١٨٠٨ ١٨۶٨﴾ تلاش داشت تمام

سيستم هاى فلسفى را با کنکرت باورى ﴿concretism﴾ متحد نمايد. کارل بوم ﴿١٨۴۶ ١٩١١﴾ با فلسفه آنتروپولوژى خود بيشترين اهميت را در اين دوره داشت. فلسفه حقوق از سوى فليکس سوملو Somlo و تئودور سورانى ﴿که در فلسفه اقتصاد هم دست داشت﴾ پرداخته شد. ياستزى Jaszi و گروه معروف به حلقه گاليله، از آموزش هاى شبه پوزيتيويستى جانبدارى مى کردند. فلسفه زندگى به ويژه از سوى پالاگى ﴿Palagyi، ١٨۵٩ ١٩٢۴﴾ نمايندگى شده است. ׳

در اونتولوژى و منطق: اکوس پاولر ﴿١٨٧۶ ١٩٣٣﴾ و در فلسفه فرهنگ: گولا کورنيس. ׳

 پس از جنگ جهانى دوم، فلسفه مارکسيستى به طور رسمى مورد پشتيبانى قرار گرفت و به ويژه در گسترش ماترياليسم دگماتيک از منابع تبليغاتى حاکم برخوردار شد. ׳

فيلسوف هاى جديد مجارى با وجود تعلقات و گرايش هاى مارکسيستى، طيف نسبتن بزرگ و مختلفى را در بر مى گيرند: مکتب لوکاچ ﴿Lukacs﴾ که از موضعى انتقادى به مارکسيسم مى نگرد. ׳

لاسلو ماتراى ﴿Matrai، ١٩٠٩﴾ خود را با فلسفه فرهنگ و روان شناسى مشغول نمود. ׳

فرنک توکاى ﴿Toekei، ١٩٣٠﴾ به تاريخ فلسفه و به ويژه شيوه توليد آسيايى پرداخت. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭