فلسفه سياسى

 

بخشى از فلسفه که بطور سنتى خود را با مشکل هاى هنجارى و توصيفى مربوط به جامعه و حکومت مشغول مى کند. ׳

پرسش مرکزى در فلسفه سياسى مربوط به حقانيت و قانونيت سلطه سياسى است و در اين رابطه به شرايط، ويژگى ها و کارکردهاى سلطه سياسى توجه شده و آنها را مورد بررسى و پژوهش قرار مى دهند. در دوران کنونى تمام فيلسوفان سياسى وجود حکومت به عنوان يک مونوپل اراده سياسى را به رسميت شناخته و پذيرفته اند ﴿فقط آنارشيست ها با اين امر مخالفند﴾. البته ميان نظريه پردازان و پژوهندگان فلسفه سياسى اختلاف هاى جدى در مورد شکل، چگونگى و هدف هاى اعمال اراده حکومتى وجود دارد: ׳

از نظر ليبرال ها، وظيفه و کارکرد حکومت در پاسدارى از نظم و تامين حقوق شهروندان است. ׳

حکومت بايد تنها و تنها براى فردى که به حقوق ديگران آسيب مى رساند، ايجاد محدوديت نمايد. سرکردگى حکومتى هم تنها از طريق توافق و تفاهم همه شهروندان رسميت مى يابد. ׳

سوسياليست ها براى حکومت منظورها و هدف هاى بيشترى را در نظر مى گيرند که به طور سنتى تحقق زندگى بهتر و عادلانه تر جزيى از آن است. در حالى که سوسياليست ها سيستم حکومتى را در قانون گزارى هاى خود ، پشتيبان زحمتکشان مى خواهند، محافظه کاران بيستر از منافع بخش ها و قشرهاى ثروتمند و در قدرت جانبدارى نموده و با دگرگونى هاى اساسى مخالفند. ׳

فلسفه سياسى دوران ما با برخوردارى از ميدان تئوريک و پراتيک بسيار گسترده و پيچيده در سطح ملى و بين المللى مورد توجه ويژه احزاب، نهادها، مديران، سياستمداران،... قرار دارد. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭