فلسفه رومانيايى ﴿.rumaenische Philo ,.rumanian phil﴾ ׳
فلسفه در سرزمين رومانى از پايان سده نوزدهم مطرح شد و آغاز به رشد نمود. ׳
فرانسوى ها بيشترين و تعيين کننده ترين تاثير را در فرهنگ و به ويژه فلسفه رومانى ها داشته اند. ׳
بازيليوس جونتا ﴿Conta، ١٨۴۶ ٨٢﴾ با اينکه پوزيتيويست بود، موضع ضد متافيزيکى نداشت. ׳
در فلسفه تاريخ، کزنوپل ﴿Xenopel، ١٨۴٧ ١٩٢۵﴾ چهره اى برجسته است. ׳
در روان شناسى و جامعه شناسى با نام دميتريوس گوستى ﴿Gusti﴾ بر مى خوريم. ׳
از زمان جنگ دوم جهانى، فلسفه در رومانى تقريبن فقط در چارچوب مارکسيسم تکامل يافت. البته رومانيايى ها علاقه خود را در منطق و تئورى علمى نشان داده و در سطح جهانى به آنها مشغول شدند و در اين رابطه از سال ١٩٧١ با برگزارى " کنگره بين المللى منطق، روش شناسى و فلسفه علم" ميزبان فيلسوفان و دانشمندان جهان هستند. ׳
اميل ميشل چيوران ﴿Cioran، ١٩١١ ٩۵﴾، فيلسوف رومانى وابسته به جريان اگزيستانسياليسم است که با تکيه به فلسفه کى يرکه گارد و گزين گويى ﴿آفوريسم﴾ کافکا، به نيهليسمى سراپا بدبينانه روى آورد. او در نوشته هاى خود، به دنبال ضربه هاى دردناک ناشى از جنگ جهانى، به گونه اى بى مانند و تکان دهنده به موضوع مرگ موجود انسانى پرداخته و پيدايش انسان را يک " حادثه بد" در طبيعت اعلام مى کند. از نظر او تنها با کمک هنر مى توان به زندگى معنا بخشيد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭