فلسفه رياضيات
رشته فلسفى که مفهوم ها و فرض هاى رياضى را تجزيه و تحليل و بررسى مى کند. ׳
هر چند شناخت رياضى از دوران باستان همواره مورد توجه فلسفى بوده است، ولى به عنوان فلسفه مستقل رياضى، از پايان سده نوزدهم ميلادى، بدنبال پيدايش منطق صورى، شکل گرفته است. ׳
دو پرسش اصلى مطرح در فلسفه رياضى: ׳
١- آيا گفته ها و فرمول هاى رياضى بيان کننده بخشى از واقعيت ﴿دنياى امپيريستى﴾ هستند يا واقعيت رياضى مستقل دارند ؟ ﴿مشکل هستى شناسانه، در قلمرو اونتولوژى﴾. ׳
٢- ما چگونه به حقيقت هاى رياضى دست رسى داريم و چه رابطه اى ميان اين حقيقت و ساير دانش هاى ما وجود دارد ؟ ﴿مشکل شناختى، در ميدان تئورى شناخت﴾. ׳
اين پرسش ها در فلسفه رياضيات بر پايه سه جهت گيرى اصلى، پاسخ هاى کاملن متفاوتى يافته اند. ׳
اين سه گرايش و جهت گيرى اصلى در فلسفه رياضيات عبارتند از: ׳
منطقى گرى ﴿لوژيسم﴾، فرماليسم، کنستروکتيويسم اينتوييسيونيسم ﴿شهودباورى﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭