فلسفه کره اى ﴿Koreanische Philosophie﴾ ׳
فلسفه در سرزمين کره با آيين شمن ﴿Shamanism﴾، تائوييسم و پرستش نيروهاى طبيعى داراى هم پيوندى هاى تاريخى است. در اين ميان، احترام به خورشيد و برخى از ستارگان جايگاه ويژه اى داشته است. در دنياى ارواح طبيعى با الاهه ها و نيروهاى مرموز خداگونه روبرو مى شويم: ׳
سانزين ﴿Sansin﴾ روح کوه، اوکوانگ ﴿Okwang﴾ خداى جهان پست و دون ، يوما ته وانگ ﴿Yuma-taewang﴾ خداى بزرگ سرزمين مردگان، از جمله اين خدايان به شمار مى آمدند. ׳
از سده سوم ميلادى، فلسفه اخلاق کنفوسيوس از چين به کره آمد و تقريبن در همين زمان نيز بودا گرايى توسط مردم طبيعت دوست کره با آغوش باز پذيرفته شده و تا سده جهاردهم ميلادى به اوج شکوفايى خود رسيد. کره از سد سال پيش از ميلاد مسيح تا شش سد سال پس از آن، به سه قلمرو پادشاهى تقسيم شده بود. آثار کلاسيک فکرى ادبى کره در سال ٣٢٧ ميلادى به کوگوريو ﴿koguryo﴾، ׳
سپس به پکچه ﴿paektsche﴾ و در آغاز سده ششم ميلادى به سيلا ﴿silla﴾ نوشته و ثبت شده اند. ׳
در ابتدا فلسفه و اخلاق چينى مورد توجه آکادميک قرار گرفته و از آنجا به ژاپن گسترش يافت. ׳
وانگين ﴿Wangin، به ژاپنىWani : ﴾ و آخيکى ﴿Achiki﴾، دو فيلسوف و آموزگار برجسته کره اى بودند که در اين انتقال فرهنگى مهم ترين نقش را ايفا نمودند. ׳
چه او چه اونگ ﴿Tsch´ung Tsch´oe﴾ را کنفوسيوس کره مى دانند. آموزش فلسفه اخلاق، ستاره شناسى، اخترشناسى و طالع بينى و همراه آنها، موسيقى ﴿به عنوان اصل اساسى آموزش و پرورش﴾، بر پايه گروه بندى اجتماعى اقتصادى انجام مى گرفت. در اين تقسيم بندى سه گروه وجود داشتند: ׳
١- اشراف و ثروتمندان ٢- طبقه متوسط ٣- پسران کارمندان و وابستگان به حکومت. ׳
در هر يک از اين گروه ها سى سد نفر دانشجو شرکت داشته و مشغول تحصيل بودند. ׳
به دنبال ايده ها و طرح هاى فلسفى چوهى ﴿Tschu Hi، فيلسوف اخلاق و طبيعت گراى کره اى﴾، فلسفه کره در سده يازدهم ميلادى در رابطه با طبيعت انسانى به دو جريان فکرى تقسيم مى شود. ׳
در سال ١٣٠۴ آکادمى جديدى براى آموزش فلسفه کنفوسيوس ساخته شد ﴿بنام يوهاک Yuhak﴾. ׳
مهم ترين استادان و انديشمندان اين دوره: آنهيانگ ﴿Anhyang، ١٣٠۶م.﴾، اى سک ﴿I Saek، ١٣٧٠﴾. ׳
در سال ١۴۴٣ بر بنيان هاى فکرى فلسفه طبيعى، الفباى کره اى بنام هانگول ﴿Hangul﴾ به وجود آمد که سبب ايجاد شور و حال و علاقه هاى فرهنگى فلسفى نسل جوان شد و به تکامل فلسفه کره اى کمک شايانى کرد. همچنين مطالعه آثار فلسفى را براى جوانان آسان تر ساخت. البته برخى هم با استفاده از اين خط نو مخالف بودند. براى نمونه مى توان از چه او مالى ﴿Tsch´oe Malli﴾ که از جانبداران شناخته شده کنفوسيوس بود، نام برد. در سال هاى ١٩١٠ ١٣٩٢ کنفوسيونيسم به دين رسمى و حکومتى کره تبديل شد و بوداييسم را به عقب راند، امرى که پيامدهاى فرهنگى گوناگونى را به دنبال داشت ﴿براى مثال در کره آيين عزادارى براى مردگان با شدت بيشترى اجرا مى شود ولى در کشور چين اين گونه نيست﴾. ׳
سده شانزدهم و هيفدهم ميلادى شاهد شکاف هاى ژرف در اردوگاه انديشه هاى کنفوسيونيستى هستيم که مى توان آنها را به جهار گروه ﴿p,a﴾ بخش بندى نمود که هر يک را با نام استاد و رهبر فکرى آن مشخص مى کنند: ׳
١- گروه هونکو ﴿Hunku-p,a﴾، جانبداران شاه و دربار. ׳
٢- گروه چورى ﴿Tschoeri-p,a﴾، جانبداران پاکى و ناب بودن. ׳
٣- گروه ساريم ﴿Sarim-p,a﴾، جانبداران مکتب مانچو. ׳
۴- گروه سونگنى ﴿Songni-p,a﴾، جانبداران تئورى کيهانى ﴿کاسميک﴾. ׳
روش شناخت قلب و روح انسان در مرکز توجه تمام اين جريان ها بوده و نمى توان آنها را ﴿در هم سنجى با فلسفه غرب﴾ يک فلسفه نظرى ژرف انديشانه دانست. ׳
ته اوگه ﴿Oege ,J T، ١۵٠١ ١۵٧۶﴾ با نفوذ ترين و نام دارترين فيلسوف اخلاق کره اى است که به مفهوم خرد و رابطه آن با احساس پرداخته است. از نظر او، خرد مقوله اى است طبيعى و بنيان نيکى بر خرد استوار است. او ريشه بدى را در راحت طلبى و لذت جويى مى ديد. ׳
يولگوک ﴿Yulgok، ١۶٠٠﴾ تزکيه نفس و دورى از بدى ها را آموزش مى داد. در سال ١۵٧۵ استادان شرق ﴿بنام Tong-in﴾ در برابر استادان غرب ﴿بنام So-in﴾ قرار گرفته و در سال ١۶٨٣ دو جريان بزرگ قديمى ها يا مسن تر ها ﴿بنام Noron﴾ و جديدى ها يا جوان ترها ﴿بنام Soron﴾ را تشکيل دادند که شامل ٢۵ گروه فکرى و فلسفى گوناگونى بودند. ميان اين گروه ها در بسيارى از موارد جنگ و خون ريزى هاى بى فرجام و بى هوده اى در مى گرفت. پايان سده هيفدهم جهار گروه فکرى جداگانه اى شکل گرفتند که خود را جنوبى، شمالى، قديمى و جديدى مى ناميدند. از آنجا که اين گروه ها فرم و رنگ لباس هاى ويژه اى براى خود داشتند، به جهار رنگ نيز مشهورند. ׳
نماينده جنوبى ها گروه Nam-in بود که از طريق ميسيونرهاى مسيحى با فلسفه و يزدان شناسى غرب آشنا شده و از رفورم هاى اجتماعى سياسى جانبدارى مى کردند. گروه پراگماتيستى Sirkak-p,a
و کنفوسيوسى Yuhyongwon نيز به جبهه جنوبى ها تعلق داشتند که در اپوزيسيون فلسفى سياسى کره نقش مهمى در مبارزه با آموزش هاى کنفوسيوسى داشتند. آنها از روش استقرا در پژوهش هاى علمى پشتيبانى مى نمودند. برخوردهاى استادان علمى فلسفى کره فصل دردناک و پر حادثه اى در تاريخ اين کشور است. کشمکش هاى اين دوران ، که کنفوسيوس و آموزش هاى او را به پرسش مى گرفت، تا سال ١٨٨٠ همچنان ادامه يافت. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭