فلسفه بلغارى ﴿.bulgarian phil ,.bulgarische Philo﴾ ׳

 

  نخستين کنش هاى فلسفى بلغارها داراى بار مذهبى انتقادى بوده است که به ويژه از سده نهم ميلادى توسط يوهان اکزارش ﴿Exarch﴾ مطرح شد. بلغارها دوران روشن گرى خود را در جريان جنگ آزادى بخش ملى تجربه کردند. در همين زمان، پتر برون ﴿Beron، ١٧٩٨ ١٨٧١﴾، که به زبان هاى آلمانى، يونانى و فرانسوى چيرگى داشت، دانش نامه اى را تهيه نمود. او همچنين در سال ١٨۵۵ فلسفه اسلاوى را در پراگ منتشر کرد. برون به طور سيستماتيک به فلسفه اسلاوى پرداخت. ׳

در پايان سده نوزدهم، ايوان سليمينسکى ﴿Seliminski، ١٧٩٩ ١٨۶٧﴾ برجسته ترين چهره فلسفى بلغار بود. تاثير فلسفه اروپايى را مى توان در آثار اين فيلسوفان ديد: ׳

ايوان گوسلف ﴿Gueselev، ١٨۴۴ ١٩١۶﴾، نيکولا آلکسيف ﴿Alexiev، ١٨٧٧ ١٩١٣﴾ ׳

پس از جنگ جهانى اول، ايده آليسم، ناتوراليسم، پوزيتيويسم، پسيکولوژيسم، پراگماتيسم و تئورى انتقادى را در نوشتارهاى اين شخصيت ها مى بينيم: ׳

 ايوان گئورگوف ﴿Georgov، ١٨۶٢ ١٩۶٩﴾، کازانديف ﴿Kasandjew، ١٨٨٢ ١٩۵١﴾، ׳

سارايليف ﴿Sarailiev، ١٨٨٨ ١٩۶٩﴾، توربوف ﴿Torbov، ١٨٩٩﴾ و ميشالچر ﴿Michaltscher، ١٨٨٢ ١٩۶۶﴾. ׳

 پس از جنگ جهانى دوم، مارکسيسم بر فلسفه بلغار مسلط شد ﴿پيش از آن مورد توجه محافل روشن فکرى و آکادميک نبود﴾ که نمايندگان اصلى آن بلاگويف ﴿Blagojew، ١٨۵۵ ١٩٢۴﴾ و تودوپاولف

﴿Pawlof، ١٨٩٠ ١٩٧٧﴾ بودند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭