فلسفه عملى
موضوع مورد مطالعه ى فلسفه عملى، بر خلاف فلسفه نظرى، " شناخت" و " هستى" نيست، بلکه
کردارهاى انسانى را بررسى مى کند. ׳
شاخه هاى فلسفه عملى: فلسفه اخلاق، فلسفه سياسى، فلسفه حقوق، فلسفه دين، فلسفه انسان شناسى، ׳
فلسفه تاريخ، فلسفه فرهنگ و هنر. ׳
وجه اشتراک همگى اين بخش ها در ويژگى هنجارى آنهاست. ׳
ميان فلسفه نظرى و عملى هرگز يک ديوار غيرقابل عبورى نبوده و نيست. فلسفه عملى از نظر متديک به فلسفه نظرى وابسته است و فلسفه نظرى هم بدون داده هاى فلسفه عملى ناتوان است. ׳
رياضيات نقش راهنما و الگو را براى فلسفه نظرى ايفا نموده است، ولى فلسفه عملى از روش هاى رياضى استفاده چندانى نمى کند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭