اعتماد ﴿trust ,Vertrauen﴾ ׳

 

 

- انتظار مثبت ﴿اميد﴾ نسبت به توانايى، کارکرد، لياقت، درستى،... يک فرد يا گروه. ׳

 

  - انسان در زندگى فردى و جمعى خود بر اساس " حساب و کتاب" و پذيرش سنجه هاى گوناگونى زندگى مى کند که بدنبال تجربه و دانش اندوزى او بدست آمده اند و بر اين پايه سمت و سوى زندگى آينده خود را هم مشخص مى کند، ولى ترسيم کاملن دقيق آينده براى او ممکن نيست. يعنى، آينده تا حدودى خارج از مرز دانسته ها و يقين هاى انسان قرار داشته و او ناجار به اعتماد تمسک مى جويد. از اين ديدگاه، روى آورى به اعتماد نسبت به ديگران، نوعى ريسک ذهنى - تحميلى و همراه جسارت است. ׳

 

 - در تمامى فرهنگ هاى بشرى و از سوى انديشمندان و اصلاح گران اخلاقى و اجتماعى، اعتماد بعنوان يک کارکرد اخلاقى و اجتماعى مهم و بزرگى شناخته شده است که بدون آن زندگى فرد و جمع ممکن نبوده و اعتماد را همسنگ گسترش امکانات و شکوفايى استعدادها دانسته اند. مفهوم اعتماد، در اين حالت، داراى ويژگى هنجارى است و فرد مورد اعتماد را موظف به برآوردن آن انتظارها مى کند. ׳

 

 - مفهوم اعتماد داراى بار اخلاقى و خردمندانه است که در برابر بى اعتمادى و اعتماد کور قرار مى گيرد. ׳

 

- اعتماد، همچون عشق، دوستى و احترام، کاهنده پيچيدگى هاى سيستم اجتماعى بوده و زندگى جمعى را ممکن مى سازد ﴿تئورى سيستم ها - نيکلاس لومان﴾. ׳

 

 " - هنر" آموزش و پرورش در ايجاد و تقويت حس اعتماد به خود در کودکان و نوجوانان است. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭