استقرا، ايندوکسيون ﴿induction
,Induktion﴾ ׳
روش نتيجه گيرى ﴿علمى، فلسفى﴾ است که
از داده هاى مشخص و جداگانه، قانونى همگانى را نتيجه مى گيرد. شناخت و قانون بدست
آمده از طريق استقرا را شناخت و قانونى استقرايى ﴿ايندوکتيو﴾ مى نامند، که در خدمت
علوم استقرايى مى باشد. ׳
يکى از نخستين کسانى که روش استقرايى
را عنوان نمود، سقراط است. بنا بر عقيده او، " آگاهى" يک مفهوم کلى است و کل پيش از
همه از طريق مقايسه اجزا شناخته مى شود. دمکريت بنيان گزار منطق استقرا است و در
نزد او، منطق تشابه و مقايسه نقش مهمى داشته اند. ارسطو تزهاى سقراط درباره حکم هاى
استقرايى و تعريف هاى کلى آن را پذيرفت و استقرا کامل و استقرا ناقص را مطرح نمود.
در استقرا ناقص يا " استقرا از طريق شمارش ساده" حالت هاى ممکن بسيارى براى رسيدن
به يک قانون کلى جمع آورى مى شوند. قانون کلى، دربرگيرنده اين حالت هاى مختلف است.
׳
مثال معروف" : همه قوها سپيد هستند".
اگر يک قو با رنگ ديگرى مشاهده گردد، اين فرضيه مردود مى شود. استقراى کامل شکلى از
قياس است که در آن همه حالت هاى موجود درنظر گرفته مى شوند. سيستم استقرايى کامل
ارسطو، سولوژيسم استقرايى نام دارد. در اين سيستم يک " نوع" در نظر گرفته مى شود،
به طورى که تمامى پيکرپاره هاى آن ويژگى هاى يکسانى داشته باشند. مثلن در رياضيات
با اثبات استقرا کامل مى توان به درستى قضيه اى پى برد ﴿ويژگى هاى مشترک عنصرهاى
تشکيل دهنده يک مجموعه﴾. درک امروزى از استقرا اين است که مى توان از جز
﴿پيکرپاره﴾ به کل ﴿پيکر﴾ رسيد. بر خلاف آن، در روش " قياس" ﴿deduction﴾ از کل به جز
مى رسند. ׳
اين برداشت ها نيز از آموزش هاى ارسطو
در اين باره ناشى مى شود. ׳
استقراى کامل در تئورى علمى و شناخت،
مشکل ساز نيست، ولى استقراى ناقص بر اعتبار پيکرپاره هايى پافشارى مى کند که هنوز
در حوزه دانش و آگاهى کامل ما نيستند. ׳
مثلن، از کجا بايد دانست که " همه
قوها سپيدند"، در حالى که همه ى قوهاى دنيا مورد مشاهده واقع نشده اند ﴿مشکل استقرا
problem of induction ﴾: ׳
از نظر هيوم، ريشه استقرا در تکرار
پديده ها و عادت هاى انسانى است. براى پوپر، در علم مشکلى بنام استقرا وجود ندارد،
چرا که علم تنها از طريق قياس به دانستنى ها مى رسد و از راه ابطال ﴿falsification﴾
به رد آنها. ׳
گودمن ﴿Goodman﴾ مسئله استقرا را به "
توازن فکرى" يا توازن رفلکتيو مى کشاند و تعبير کاملن نويى از استقرا ارايه مى دهد
﴿reflective equilibrium﴾. ׳
در ايران به ويژه ملاصدرا خود را با
مشکل استقرا در کتاب منطق نوين مشغول مى کند. ׳
بر اساس تئورى وحدت وجود، ملاصدرا تلاش
مى کند به استقرا، قياس و تشابه ماهيتى يگانه بخشد و از اين راه متافيزيک خود را
مستدل سازد. ׳
روش استقرا را مى توان در مثال زيرين
فشرده بيان نمود: ׳
نتيجه: اين لوبياها سپيد هستند.
׳
حالت: اين لوبياها از اين کيسه هستند.
׳
قانون: همه لوبياهاى درون اين کيسه
سپيد هستند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭