احساس ﴿sentiment ,feeling ,Gefuehl ﴾ ׳

  احساس پديده اى است روحى - روانى که طيف معنايى آن شامل دريافت هاى حسى مانند گرسنگى، تشنگى، لذت، درد، نا اطمينانى، ترس، خوشحالى، راحتى، عاطفه و کنش هايى چون همدردى، عشق، نفرت، نگرانى، .... مى شود. ׳

حالتى که سوبژه ﴿انسان، ناظر﴾ در فرديت و در جهان بودن خود دارد ﴿هايدگر﴾. ׳

 هدف کنش هاى انسانى در افزايش لذت و دورى از همه ى آن چيزهايى است که احساس نبود لذت را سبب مى شوند ﴿اپيکور﴾. ׳

در سده هيژدهم و نوزدهم ميلادى مفهوم احساس مورد توجه دقيق فلسفى قرار گرفت ﴿هيوم، شافتسبورى، هاچسون﴾ و مفهوم احساس اخلاقى، بعنوان اخلاقى، مطرح شد. احساس اخلاقى به معنى خواست خوبى و خوشبختى براى ديگران است. فيلسوف هايى که از وجود يک احساس اخلاقى جانبدارى مى کردند، برخلاف انتقادها و برداشت هاى امپيريستى، آنرا گونه اى از غريزه آگاه انسانى و حالتى شهودى و فراى تجربه مى دانستند. براى کانت و هگل، اهميت دادن يگانه به نقش احساس در بنيان هاى اخلاقى با نارسايى همراه است، چرا که پديده اى سوبژکتيو بوده و در خارج از حوزه خرد جمعى قرار مى گيرد، البته احساس مى تواند انگيزه نيرو دهنده و سازنده اى براى کنش هاى اخلاقى باشد. احساس در اين حالت بعنوان اثر گذارى هاى خرد عملى در رفتارهاى اخلاقى تعبير مى شود. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭