التقاطى، آميزگرى، درهم آميزى
﴿eclectism ,eclectic﴾ ׳
از واژه يونانى eklegein به معنى
برگزيدن، انتخاب کردن. ׳
روشى است که با استفاده از مکتب هاى
فلسفى - فکرى متفاوت، پرنسيپ ها و اصول گوناگونى را کارپايه خود قرار مى دهد. اين
پديده از دوران باستان شناخته شده و مورد استفاده انديشمندان بوده است. ديوژن ﴿حدود
٢١· پ.م.﴾ يک التقاطى فعال بود. افلاطون و رواقيون نيز در آثار خود، برخوردها و
برداشت هاى التقاطى آشکارى داشته اند. ׳
شيوه تفکر التقاطى در عرفان به اوج
خود مى رسد. روشنفکران سده بيستم ميلادى نسبت به شيوه هاى التقاطى موضعى منفى داشته
و آنرا غير اصيل، نشانه نبود استقلال فکرى، درهم بودگى انديشه و نااستوارى در
ديدگاه مى دانستند. ׳
درهم آميزى انديشه ها در دوران کنونى،
بويژه از سوى پسامدرن ها و در قلمرو هنر، مورد توجه دوباره قرار گرفته است: روش
التقاطى و استفاده از داده هاى گوناگون فلسفى به معنى ناآگاهى نبوده، بلکه بالاترين
درجه آگاهى کنشگر را به نمايش مى گذارد، کنشگرى که خود را تنها محدود به يک فلسفه
ننموده و با آغوش باز به استقبال جهان مى رود. براى جانبداران جهت گيرى هاى
پسامدرن، تفکر التقاطى يک ويژگى و روش عمومى کار است. معمولن، انديشمندان توده اى و
مردم پسند ﴿popular﴾ براى روشنگرى افکار عمومى از روش هاى التقاطى استفاده زيادى مى
کنند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭