دروغ ، دروغ گويى ﴿Luege ,Lie﴾ ׳
فريب عمدى. گفته يا بيانى که در مورد واقعيت امر سکوت مى کند و يا آن را وارونه جلوه مى دهد. ׳
از نظر اخلاقى دروغ و دروغ گويى محکوم و ناپسند است، هرگاه: ׳
الف - به منظور آزردن و يا ايجاد ناراحتى و زيان رسانى براى ديگرى باشد. ׳
ب - براى استفاده يا کسب برترى شخصى ﴿فردى يا گروهى﴾ نسبت به ديگرى يا ديگران بکار رود. ׳
در حالى که ارسطو دروغ را بطور راديکال مردود مى دانست، مطابق فلسفه اخلاق مدرن، گاهى ممکن است از روى ادب و يا براى حفظ احترام ديگرى، دروغ گفت. همچنين لازم است که در زندگى اجتماعى از برخى پرسش هايى که طرف مورد ارتباط را ناگزير به دروغ گويى مى کند، پرهيز نمود. ׳
وجود دروغ در يک رابطه انسانى را بايد به معنى نارسايى ارتباطى دانست. با شناخت و فهم زمينه هاى پيدايش اين نارسايى مى توان و بايد با صداقت و تحمل ﴿روادارى﴾ در ارتباط را تقويت کرد. ׳
انسان ها در برخى از موارد چاره اى جز دروغ گفتن ندارند ﴿مثلن در مرحله بازجويى يک اسير جنگى ويا پرسش هايى که بطور مستقيم به امور داخلى و محرمانه يک تشکيلات مربوط مى باشند،..﴾ ׳
در بسيارى از موارد مى توان بجاى سکوت و يا استفاده از دروغ، بطور شجاعانه و صادقانه و با رجوع به وجدان، در خدمت ارزش هاى اخلاقى بالاترى عمل نمود ﴿بالاترين ارزش اخلاقى: انسان و عشق به انسانيت﴾. ׳
در ادبيات فلسفى، درور را داراى اين سه ويژه گى دانسته اند: ׳
- ١ تناقض عمدى با واقعيت. ׳
- ٢ تناقض عمدى با باورهاى گوينده. ׳
- ٣ ايجاد عمدى تصور و آگاهى اشتباه در شنونده. ׳
البته، ويژگى نخست، يعنى در تناقض بودن با واقعيت، از سوى برخى از نويسندگان و فيلسوف هاى اخلاق به عنوان شرط لازم و کافى براى دروغ به شمار نمى رود و آن را يک " اشتباه" مى نامند و نه يک دروغ. ׳
مطابق آموزش هاى کانت، هر چند وظيفه انسان خردمند در دورى از دروغ است، ولى هرگز نبايد خواهان برچيدن انواع دروغ از زبان کاربردى بود ﴿مثلن بر پايه يک قرارداد﴾، چرا که در چنين حالتى، زبان و انسانى که آن را بکار مى برد، در سطح ابزار و ابژه فروکاسته و تحقير مى شوند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭