انديشيدن ، فکر کردن ﴿thinking ,think ,denken﴾ ׳

 

 بررسى و کارپردازى درونى تصورها، مفهوم ها، احساس ها و اراده هاى فردى همراه يادآورى و داشتن انتظار از آنها، با هدف بدست آوردن راه حل و يا امکانى که نسبت به شرايط مورد استفاده قرار بگيرد. روند تفکر مى تواند احساسى و يا شناختى باشد. ׳

تمامى دروندادها و بروندادها در جريان فکر کردن، بطور آگاهانه موضوع کار شده و ارتباط هاى جديدى ميان داده ها بوجود مى آيد و يا ارتباط هاى پيشين سست و برچيده مى شوند. ׳

آغاز، جريان و نتيجه انديشيدن مى تواند تنها در قالب زبان وجود داشته باشد. گونه اى که يک انسان فکر مى کند، همان گونه اى است که او از زبان استفاده مى نمايد. ׳

فکر کردن، گفتار درونى فرد با خودش است. فکر مشخص، هنگامى است که ابژه مشخصى موضوع فکر باشد. هرگاه موضوع مورد تفکر، موضوعى ايده آل، مجازى، دور از واقعيت، خارج از دسترسى

و غايب باشد، آن را فکر مجرد يا تجريدى ﴿آبستراکتيو﴾ مى ناميم. فکر مجرد و مشخص در هم تنيده اند. در فلسفه و علم، موضوع تفکر، در بيشتر موارد، مفهوم ها و تعريف هاى آنها براى استدلال هستند و از همين روست که جايگاه تفکر را پيش اندرانه مى دانند. گونه هاى ديگرى از فکر کردن نيز وجود دارند، مانند: ابتدايى، جادويى، سمبليک. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭