دارايى ، مالکيت ، مال ﴿Eigentum ,Property﴾ ׳
حق تسلط و کامل يک شخص ﴿چه حقيقى، حقوقى، طبيعى و يا مصنوعى﴾ بر چيزى. ׳
اين حق به دارنده آن اجازه هر گونه برخورد و يا رفتارى را نسبت بدان چيز مى دهد. ׳
مالکيت مى تواند خصوصى و يا جمعى و همگانى باشد. سلب مالکيت ممکن است از سوى حکومت و به منظور منافع عمومى انجام شود. آسيب غيرقانونى به مالکيت را دزدى و يا راهزنى مى نامند. ׳
وجود مالکيت از نيازهاى طبيعى انسانى سرچشمه مى گيرد ﴿گرسنگى، تشنگى...﴾. انسان براى ارضاى اين خواسته ها به چيزهايى احتياج دارد ﴿خانه، خوراک...﴾ که نبايد بطور همزمان از سوى ديگران مورد استفاده قرار بگيرد. بر اين پايه، مالکيت خصوصى قابل حذف نيست. ولى مالکيت بر زمين و ابزار توليد مى تواند خصوصى و يا همگانى باشد که موضوع بررسى و مطالعه در سياست، اقتصاد، حقوق و اخلاق اقتصادى است. ׳
مطابق فلسفه حقوق در دوران کنونى، آنچه را که مالک و صاحبى نداشته باشد، مى توان جهت استفاده مستقيم شخصى و جمعى تصاحب نمود. البته نوع و چگونگى اين مالکيت و يا هر مالکيت ديگرى را قراردادهاى اجتماعى موجود تعيين مى کنند. ׳
مالکيت از نظر جان لاک بر پايه " کار" حقانيت مى يابد و پيش شرط هر نظم اجتماعى به شمار مى رود. ژاژ ژاک روسو در موضع ليبرالى خود از نقش کار در بنيان مالکيت مخالفت داشت. ׳
مارکس و انگلس مالکيت خصوصى بر ابزار توليد را مردود دانسته و آن را در رابطه با مکانيسم هاى تقسيم کار، معامله و رقابت بررسى کرده اند. بر اين اساس، مالکيت خصوصى بر ابزار توليد سبب غيريت يافتگى و استثمار انسان از انسان گرديده است. در تئورى هاى ليبرال اجتماعى، مالکيت خصوصى نشان دهنده آزادى فردى است که علاقه به اجتماع و پيشرفت هاى اقتصادى را تقويت نموده و به رشد و رفاه اجتماعى يارى مى رساند. ׳
در تمام مذهب ها و فرهنگ هاى گوناگون، به کسانى که از دارايى و مالکيت هاى بيشترى برخوردارند، يارى به تنگدستان سفارش شده است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭