داده ﴿das Gegebene ,the given﴾ ׳

 

آنچه به عنوان واقعيت يا رخداد، بدون عمل مشخص ما، در برابرمان قرار گرفته و يا در آگاهى ما حضور دارد.  داده، بيان خنثا و هيچ سويه براى تجربه حاضر ماست. ׳

در منطق، داده نشان دهنده چيزى است که پيش از نتيجه گيرى، مطرح و تعيين شده باشد. اين داده در بر گيرنده تمام رخدادها، اصول ﴿ماکزيم ها﴾، فرض ها و بن انگاره هاست. ׳

 

در چارچوب " تئورى شناخت" امپيريسم کالاسيک، داده مشخص کننده تاثير حسى ﴿sens data﴾ ׳

 است. يعنى آنچه بدون وابستگى به باورها، تعبيرها، تفسيرها، تئورى ها، مفهوم ها و پيش فرض ها وجود داشته و اکنون و همين جا بطور مستقيم دريافت گرديده باشد. ׳

براى نمونه: مطابق نظر پرايس ﴿1931 ,Price ,Perception﴾، هنگامى که يک گوجه فرنگى را مى بينيم، ׳

بايد تنها " داده ها" را بيان کنيم: لکه سرخ، گرد و برجسته با اندکى فرورفتگى در آن.... ׳

 پرايس بر اين بود که ما در توضيح هاى خود بايد آنچه را که ترديد ناپذير است، بيان کنيم. ׳

 

- در فلسفه، مفهوم داده داراى کارکردها و نقش هاى متفاوتى است: ׳

 

گذاشتن نقطه پايان بر شک گرايى گزاف گرا و گسستن چرخه ترديدهاى تکرار شونده. ׳

 در فنومناليسم، داده بنيان تمام دانش ما در باره طبيعت است. ׳

دکارت و راسيوناليست ها، داده را امرى شهودى و در نتيجه شفاف، روشن و بدون ترديد مى دانستند. ׳

در فلسفه کانت، داده " دريافت خام" است که به عنوان ماده قابل حس مشاهده شده و سپس در شکل مفهوم فهميده مى شود ﴿ساخت و ترکيب مفهوم ها در فهم﴾: ׳

داده ها توسط دستگاه حسى دريافت مى شوند، سپس با کمک نيروى فهم و ادراک تبديل به مفهوم شده و در پايان، نيروى خرد با ايجاد رابطه ميان مفهوم ها، امکان پيدايش و کارپردازى بر ايده ها را ممکن مى گرداند ﴿ارتباط دنياى حس، مفهوم و ايده﴾. ׳

در فنومنولوژى هوسرل، آنچه در مشاهده مى آيد ﴿يا خود را در قالب مشاهده نمايان مى سازد﴾ و ما در ارتباط مستقيم با آن هستيم، يک داده مستقيم است. بر حسب نوع آن چيز، داده ها نيز متفاوت و گوناگون هستند. ׳

 

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭