آنتروپوزوفى، حکمت انسانى ﴿Anthroposophie﴾ ׳

 

در زبان يونانى آنتروپوس به معنى انسان و سوفيا به معنى دانايى، حکمت. ׳

 آنتروپوزوفى ﴿شناسايى ذات انسانى، حکمت انسانى﴾. ׳

 در سال  از سوى رودلف شتاينر ﴿Steiner﴾ اين تئورى در راستاى تئوزوفى ﴿حکمت الاهى﴾ ׳

مطرح شد که در پى " آموزش اسرار" به جوانان و يارى رسانى به نگرش روحى آنان است. ׳

مطابق ديدگاه آنتروپوزوفى، جهان هاى بالاتر، به گونه اى مستقيم، قابل درک و دريافت هستند ﴿درست مانند کارکرد حس هاى پنج گانه در اين جهان﴾. چيزهاى موجود در دنياى جسمى، تنها روح متراکم و فشرده هستند. روان را بايد چون Anima و Animus فهميد ﴿آنالوگ با يين و يانگ در حکمت چين﴾. ׳

انسان داراى سه بعد جسم، روح و روان است. روح پيرو قانون تناسخ ﴿Rekanation﴾ است و به دنبال تاثيرها و نتيجه هايى که در زندگى پيشين داشته است، تکرار مى شود. جسم تابع قانون ارث است و روان داراى نقش سرنوشت ساز بوده و جهت برآوردن مقصودها و معنا بخشى به زندگى است. ׳

  روح پس از مرگ، تا هنگامى که به هستى فيزيکى علاقه داشته باشد، پيوند خود را با روان حفظ مى کند. وظيفه آنتروپوزوف ها در نگهدارى و پرورش توانايى هاى روحى ﴿مانند تصور، الهام، آگاهى، آگاهى شهودى﴾ و تکامل روحى خود، براى رسيدن به جهان بالاتر است. ׳

کانون آنتروپوزوف ها، در آمريکا و اروپا، در پى برقرارى برادرى و همبستگى در زندگى جمعى با تکيه به اخلاق و مذهب است و در اين راه از داده هاى فلسفى نيز بطور پراکنده استفاده مى کند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭