آنارشيسم ﴿anarchism﴾ ׳
آنارشى، واژه يونانى به معنى نبود رهبريت، بى سرورى. ׳
آنارشيسم، ايده و خواست يک جامعه آرمانى و اتوپيايى است که در آن تنها اراده تک تک افراد داراى رسميت مى باشد و هيچ گونه نيازى به اتوريته يا نظم حکومتى و قدرت پايگانى ﴿سلسله مراتبى﴾ وجود نداشته باشد. ׳
در فلسفه دوران باستان، افکار آنارشيستى به گونه هاى ابتدايى و متفاوتى مطرح بوده اند ﴿مانند ديوژن و پيروان مکتب کلبى cynic﴾. ׳
در دوران جديد، ويليام گادوين ﴿Godwin﴾، نظريه پرداز انگليسى، به تئورى هاى آنارشيستى پرداخته است، در کتاب1793 : ,Enquiry Concerning political justice and ist influence on morals and happines. ׳
آنارشيسم، در مرتبه نخست، انتقاد راديکال به حکومت و علت وجودى آن بوده و بر اين است که سازمان سياسى يک جامعه، بر پايه قدرت مرکزى، به معنى فشار و ستم به افراد بطور جداگانه است. ׳
به جاى حکومت، دولت و اصولن هر گونه مديريت مرکزى، بايد بدنبال ايجاد سازمان هاى داوطلبانه و آزادى بود که همکارى فعال يکايک افراد را ممکن مى سازند. ׳
در برابر اين پرسش که آزادى و شکوفايى افراد تا چه اندازه در همخوانى با يکديگر هستند، آنارشيست ها به طبيعت اجتماعى انسان و پذيرش آزادانه قراردادهاى اجتماعى تاکيد مى کنند. آخرين هدف آنارشيسم در برکنارى قدرت مرکزى و حذف مرکزيت قدرت است و خواهان تشکيل جامعه اى است که از طريق اعمال قدرت گروه هاى آزاد کنترل مى شود، گروه هايى که کاملن اختيارى و بطور آزاد شکل گرفته و در يک فدراسيون با يکديگر همکارى مى نمايند. ׳
آنارشيست ها، در کنار مارکسيست ها، مخالف شديد اقتصاد ظالمانه کاپيتاليستى بوده اند، اما بر خلاف مارکسيست ها حکومت مرکزى را ابزار نا مناسبى براى ايجاد انقلاب و دگرگونى مى شناسند: ׳
دگرگونى ها بايد از " پايين" تمام هستى و پيکر وجودى جامعه را در بر گرفته و طبقه حاکم را محدود کرده و برکنار نمايد. رهايى و آزادى فردى را نمى توان با ابزارهايى فراهم نمود که خود در اسارت فردى نقش دارند ﴿که به معنى مخالفت با ايده ديکتاتورى پرولتاريا نيز هست﴾. آزادى واقعى تنها هنگامى ممکن است که فرد از حق تصميم گيرى در مورد زندگى خود برخوردار باشد. ׳
آنارشيست ها، مارکسيسم و ايدئولوژى مارکسيستى را تماميت گرا دانسته و در برابر آن موضع گرفته اند. تاکيد آنارشيسم بر آزادى فردى، بعنوان نقطه حرکت و همچنين هدف، به معنى اشتراک ديدگاه هاى آن با ليبراليسم است. البته، آنها بر خلاف ليبراليسم، آزادى را امرى خصوصى ندانسته و آنرا کنش سياسى جمعى در نظر مى گيرند. آنارشيست ها براى مرزبندى با مارکسيست ها و ليبراليست ها، خود را " سوسياليست هاى آزادى گرا" ناميده اند ﴿در برابر سوسياليست هاى تماميت گرا﴾. ׳
- در جدل هاى سياسى و نوشتارهاى ژورناليستى، آنارشيست ها را نيهليست، تروريست و خرابکار خوانده اند که اصلن درست نيست. آنارشيست ها هرگز با نظم اجتماعى مخالف نبوده اند. آنها اين نظم را در شکل ديگرى از جامعه ﴿يعنى جامعه بدون قدرت مرکزى﴾ جستجو مى کنند. آنارشيست ها براى
توضيح اين کج فهمى عاميانه چنين شعار مى دهند: ׳
يا آنارشى يا هرج و مرج ! ﴿يعنى آنارشى به جاى هرج و مرج!!﴾. ׳
تنها با اتحاد آزادانه افراد است که نظم واقعى پديدار مى شود. سازمان اجتماعى بايد بدون حکومت و دولت يا هر نهادى که ادعاى قدرت سراسرى و متمرکز داشته باشد، بوجود آيد. ׳
- مفهوم آنارشيسم نخستين بار از سوى پرودون ﴿Proudon﴾، انقلابى فرانسوى بکار رفت. ׳
در حالى که ماکس شتيرنر ﴿Stirner﴾، فيلسوف آلمانى، آنارشيسم را فردباورى و خودمدارى راديکال مى فهميد و از آن جانبدارى مى کرد، پرودن و به دنبال او، باکونين ﴿Bakunin﴾ و کروپوتکين ﴿Kropotkin﴾، انقلابيون روس، بر ويژگى جمع گرايانه موجود انسانى تاکيد داشته اند. ׳
پس از نابودى حکومت، افراد به يارى يکديگر شتافته و در قالب توليدکنندگان کوچک ﴿از نظر پرودن﴾ و يا اتحاديه هاى کارى و کمون ها ﴿از ديد باکونين﴾ و يا بر پايه همبستگى طبيعى ﴿ديدگاه کروپتوکين﴾ نظم دلخواه خود را مى آفرينند. پرودن، بنيان گزار جنبش آنارشيستى، اين تز را داشت: ׳
"مالکيت و دارايى، دزدى است"! ׳
در جنبش سنديکاليستى ميانه سده نوزدهم، در فرانسه و اسپانيا، آنارشيست ها در برابر مارکسيست ها قرار گرفته و با عضويت کارگران در حزب سياسى مخالفت نمودند. براى آنها تنها اکسيون هاى ضد دولتى مطرح بود و شايد به همين دليل است که آنارشيسم را با تروريسم و خرابکارى هم رديف دانسته اند. جنبش آنارکوسنديکاليستى اسپانيا ﴿تاسيس در سال ١۹١٠﴾، ׳
در اتحاديه CNT ﴿Confedracion Nacional del Trabajo﴾، در دهه سى ميلادى، حدود هفت سد هزار عضو داشت و در جريان جنگ هاى داخلى اسپانيا در برخى از مناطق داراى قدرت بود. ׳
در ادبيات از گونه هاى متفاوتى از آنارشيسم سخن رفته است: ׳
آنارشيسم فرد باورانه ﴿اينديويدوآليستى﴾: ماکس شتيرنر
آنارشيسم دو سويه، همدهشى ﴿mutual﴾: پرودون
آنارشيسم صلح خواهانه ﴿پاسيفيستى﴾: لئو تولستوى
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭