آناليتيک، تحليلى، واکافتى ﴿analytic﴾ ׳

 

 

                کانت اين پرسش را مطرح مى کند که آيا رابطه ميان ذهن ﴿سوبژه﴾ و گزاره ﴿پرديکات، predicate﴾ درون سوبژه است يا خارج از او ؟

تمام احکامى که گزاره هاى آن درون سوبژه هستند، از نظر کانت آناليتيک مى باشند. ׳

براى مثال: هر جسمى گسترده است. در اين گفته، جسم به عنوان سوبژه عمل مى کند و گستردگى به عنوان گزاره، ويژگى درونى هر جسمى است. يعنى، گزاره جزيى جدا ناپذير در سوبژه است. ׳

 حکم هاى سنتتيک ﴿ترکيبى، سنتزى، هم نهادى، synthetic﴾، حکم هايى هستند که در آن، گزاره چيزى بر سوبژه مى افزايد، يعنى گزاره در خارج از سوژه است. مثال: هر جسمى وزن دارد. ׳

 وزن داشتن ويژه گى درونى هر جسم ﴿که در اين گفته به عنوان سوبژه عمل مى کند﴾ نيست، بلکه چيزى از خارج ﴿نيروى جاذبه﴾ بر جسم مى افزايد و در جهت توسعه مفهوم سوژه عمل مى کند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭