آنالوگى ، همسان انگارى ، تمثيل ﴿Analogie﴾ ׳

 

تمثيل ﴿ در لاتين آنالوگيا و در زبان يونانى آنالوگون﴾ به معنى همسانى و روابط همسان و همانند است که به منظور درک و فهم چيزهاى ناشناخته با کمک و استفاده از چيزهاى آشنا و شناخته شده بکار مى رود. براى نمونه : ׳

داده ها: ׳

" الف" داراى ويژگى " م"  و " ج" است. ׳

" ب" داراى ويژگى " م" است. ׳

نتيجه تمثيلى ﴿آنالوگى﴾: ׳

" ب" داراى ويژگى " ج" هم هست. ׳

 بنا بر اين، چيزهايى مورد مقايسه قرار مى گيرند که در برخى از جنبه ها و يا ويژگى هاى خود با ديگر چيزها همسان و همچنين متفاوت مى باشند و آنچه سنجه شناسايى آنها قرار مى گيرد، بايد همواره از موضوع شناخت و آن چيزى که مورد بررسى است، بيشتر شناخته و از اطمينان بالاترى برخوردار باشد. اينکه من انسان هستم و داراى احساس و هيجان، بنابراين همه انسان ها هم داراى احساس و هيجان هستند، ديد و برخوردى است تمثيلى براى درک و گسترش ﴿در اين مورد، از راه همسنجى من با ديگران﴾. ׳

 

در همسانى يا آنالوگى ساختارى ﴿structural﴾، عنصرهاى درونى سازنده سيستم هاى مورد مقايسه ، با يکديگر همانند هستند. ׳

در همسانى کارکردى ﴿functional﴾، سيستم هاى مورد مقايسه داراى کارکرد همانند بوده و مى توان يکى را با ديگرى جاى گزين نمود. ׳

 

  ارسطو از دو گونه استفاده کلامى از تمثيل ياد مى کند: ׳

 يک﴾ وصفى ﴿attributive﴾، که در اين حالت، علت و يا شرکت در رابطه مورد توجه است ﴿مانند بيان "سالم" براى بدن انسان و همچنين حالت عمومى و يا رابطه هاى درونى و بيرونى يک سازمان سياسى اجتماعى﴾. ׳

دو﴾ نسبتى ﴿proportional﴾، که رابطه ها با يکديگر مورد مقايسه قرار مى گيرند ﴿مثلن، " ديدن" توسط چشم ها و يا " ديدن" هوش مندانه که توسط يک نيرو يا حس درونى انجام مى گيرد﴾. ׳

 

افلاطون در تئورى حکومت سياسى خود براى روسن ساختن رابطه ميان حاکم و خلق از تمثيل استفاده نموده و آن را همانند رابطه ناخدا و کشتى يا پزشک و بيمار در نظر گرفته است. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭