عادت ، خوى ﴿Gewohnheit ,habitude﴾ ׳
لاتين consuetudo : ، عادت کردن. ׳
طبيعت دوم انسان ﴿مطابق پاسکال﴾، که در رفتارهاى تکرارى هم شکل خود را نشان مى دهد، به گونه اى که تداوم هم زيستى و تطابق با رويدادهاى اجتماعى و زيستى را تامين مى کند. ׳
کارکرد روانى عادت، از نظر تئورى شناخت، در صرفه جويى انديشه و بررسى هاى فکرى است، چرا که تکرار عادتى رفتارها بطور نا آگاهانه و خودبخودى به پيش رفته و انجام امور آسان تر و سريع تر مى شود. ׳
روند بسيارى از ويژگى ها و رفتارهاى انسانى مانند يادگيرى و کنش هاى خودکار را بر پايه پديده عادت توضيح داده اند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭