MIME-Version: 1.0 Content-Type: multipart/related; boundary="----=_NextPart_01C809C3.70B964D0" Bei diesem Dokument handelt es sich um eine Webseite in einer Datei, die auch als Webarchivdatei bezeichnet wird. Wenn Sie diese Nachricht erhalten, unterstützt Ihr Browser oder Editor keine Webarchivdateien. Downloaden Sie einen Browser, der Webarchivdateien unterstützt, wie zum Beispiel Microsoft Internet Explorer. ------=_NextPart_01C809C3.70B964D0 Content-Location: file:///C:/2B541974/et_voelkerrecht.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii"
&n=
bsp;
رآليس=
605;
و اوتوپى در
حقوق بين
الملل
بررسى
انتقادى
تئورى جان
رالز
&n=
bsp;
&n=
bsp;نويسنده
: دكتر
اسفنديار
طبرى
&n=
bsp;
پيش
درآمد
&n=
bsp;
&n=
bsp;
" دمکراسى ها
نمى جنگند"،
اما با توجه
به جنگ هاى
اخير در دهه
نود ميلادى،
مى توان اين
باور کانت را
چنين اصلاح
کرد: دمکراسى
ها با يکديگر
نمى جنگند. ׳
&n=
bsp;پس
اين پرسش ها
مطرح مى شوند
که چه هنگام و
در چه شرايطى
دمکراسى ها
اجازه دارند
وارد جنگ شون=
583;
؟ دليل آورى
هاى متکى بر
حقوق خلق ها
يا حقوق بين
الملل در اين
رابطه کدامن=
83;
؟
&n=
bsp;چگونه
مى توان صلح
را در سطح بين
المللى تضمي=
06;
نمود ؟
برجست=
607;
ترين فيلسوف
دوران ما که
تلاش در پاسخ =
1610;ابى
سيستماتيک ب=
07;
اين پرسش ها
نمود، جان را=
608;لز
است. اينکه او
تا چه اندازه
در اين راه
موفق شده است=
548;
موضوع اين
بررسى است. در
ادامه همين ن=
608;شتار،
تئورى
پلوراليستى
حقوق بين
الملل بر اسا=
587;
دو اصل
ترازمندى و
تامين منافع
خودى مطرح مى
شود و بطور
ضمنى با شکل
ديگرى از
قرارداد، بر
پايه دومين
حالت آغازين=
48;
آشنا مى شويم. <=
span
style=3D'color:white'>׳
&n=
bsp;
=
1645;٭٭
&n=
bsp;
&n=
bsp;نظريه
عدالت رالز،
چنان چه خود
او مى گويد، ي=
1705;
" تئورى
اتوپيايى
واقعى" براى
يک نظم
اجتماعى است =
608;
داراى
کارکردهاى
واقعى مى باش=
583;.
اما او در پى
تحقق تئورى
خود نيست،
بلکه، بيشتر=
48;
خواهان آشتى
ميان امکان
عدالت انسان=
09;
و جهان واقعى
و موجود است. ׳
در سال
١٩٧١ کتاب او
به نام " A Theory of Justice "
﴿تئورى
عدالت﴾ منتش=
585;
شد. حدود ٢٢
سال بعد، در س=
1575;ل
١٩٩٣، نظريه
خود را در اثر &=
#1583;يگرى
به نام " Political Liberalism "
﴿ليبراليسم
سياسى﴾ =
523;
تکامل
بخشيد. جان
رالز ادامه
تکامل تئورى
خويش را در
کتاب " " The Law of Peoples
پى گيرى نمود
که در سال
١٩٩٩ منتشر
شد. او در همين
آخرين کتاب،
به طور
سيستماتيک
کوشيد تا تئو=
585;ى
عدالت خود را
که مربوط به
جامعه هاى
بومى بود بسط
داده و به
حقوق بين
الملل و رابط=
607;
ميان جامعه
هاى گوناگون
بکشاند. از
اين رو براى م=
1593;رفى،
لازم و در جهت
مقصود است که
در ابتدا فشر=
583;ه
اى از افکار
رالز در کتاب
هايش را، به
ترتيب سال
انتشار آنها=
48;
از نظر
بگذرانيم: ׳
رالز د=
1585;
دو اثر نخست
خود، به ايده
خرد همگانى ي=
575;
عمومى ﴿public reason﴾
مى پردازد.
اما اين دو
پرداخت دچار
ناقرينگى
﴿آسيمترى﴾
هستند: او در "
ليبراليسم
سياسى" به اي=
06;
پرسش مشغول م=
609;
شود که چگونه
مى توان در را=
1587;تاى
آموزش هاى "
عدالت همه
جانبه" بحث
شده در " تئور=
609;
عدالت" ﴿کتا=
76;
نخست او﴾
اکنون به درک
سياسى
ليبرالى
خردمندانه ا=
09;
رسيد که همه
جانبه نيست. ׳
هر چند
که آموزش هاى
دينى " همه
جانبه"
هستند، ولى
ليبرال
نيستند. ما در
اينجا با دو
گونه خرد
عمومى روبرو
مى شويم: خرد
عمومى که در
کتاب " تئورى
عدالت" به
عنوان آموزش=
09;
همه جانبه
مطرح شده است
و خرد عمومى
به عنوان ارز=
588;
هاى سياسى اى
که از سوى
شهروندان
آزاد و برابر
حقوق
نمايندگى مى
شود. ميان دو ا&=
#1589;ل
اجراى برابر=
09;
، از يک سو، و
تکامل
آزادانه
شخصيت يکايک
افراد ﴿مناف=
593;
فردى﴾، از
سوى ديگر، از
همان زمان
هابس تنش هاى
شديدى برقرا=
85;
شده بود. =
1523;
&n=
bsp;
مفهوم کلاسي=
05;
عدالت، آن
گونه که ارسط=
608;
در نظر داشت،
يعنى ايجاد
تعادل دامن
گستر ميان من=
575;فع
همگان، ديگر
به عنوان امر=
609;
فهميده مى شد
که فضاى آزاد=
609;
هاى طبيعى فر=
583;
را تنگ مى کرد. =
׳
حق
طبيعى مدعى
تسلط و ايفاى
نقش ربط دهند=
607;
و مستحکم
کننده
هنجارهاى
معتبر همگان=
09;
گرديد. ׳
&n=
bsp;
عدالت نزد
رالز، همچون
افلاطون و
ارسطو،
بالاترين و
برترين فضيل=
78;
در جامعه
انسانى و شال=
608;ده
نهادهاى
سياسى
اجتماعى است.
نظر رالز بر
عدالتى
منصفانه است =
608;
داراى اين
چهار ويژگى : ׳
&n=
bsp;اين
عدالت در
برابر فايده
باورى ﴿يوتي=
604;يتاريانيسم&=
#64830;
قرار دارد. ׳
&n=
bsp;تصميم
ها بايد
عقلانى و علم=
609;
باشند. ׳
&n=
bsp;هدف
متديک اين اس=
578;
که حقانيت
اصول
خردمندانه
عدالت در
همخوانى با
اصول و
باورهاى
اخلاقى باشن=
83;.
׳
هميار=
609;
براى کسب
امتيازهاى
متقابل از
طريق چيستى
منافع انجام
مى شود. هم
يارى و
همکارى، زند=
11;ى
بهترى را برا=
609;
يکايک انسان
ها فراهم مى
کند. تلاش هر
فرد براى
داشتن و
افزايش مناف=
93;
خود، سبب برو=
586;
کشمکش بر سر
منافع و علاق=
607;
ها مى شود.
براى حل اين
کشمکش ها از ا=
1589;ولى
استفاده مى
شود که با
اصول عدالت
توزيعى يکى
هستند. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
عدالت براى
رالز ، شرط
لازم با برتر=
609;
مطلق است ولى
شرط کافى نيس=
578;.
به اصول عدال=
578;
مى توان از
راه تشخيص
عقلانى مناف=
93;
خودى پى برد.
تئورى عدالت
رالز، عدالت
منصفانه است=
48;
چرا که : ׳<=
/span>
براى
تمام افراد،
امتيازها
يکسان و
برابرند. ׳
عدالت
بر پايه
اختيار و
آزادى استوا=
85;
است. ׳
&n=
bsp;تعاون
و هميارى ،
پيش شرط
بنيانى عدال=
78;
است. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
جان رالز
نماينده مکت=
76;
" قرارداد
سرآغازين"
است،
قراردادى که
تنها شرط
قانونى تشکي=
04;
يک حکومت است
و بايد هموار=
607;
تجديد شده و
راى موافق دو=
576;اره
و حتا چند
باره بيابد.
در چنين حالت=
609;
است که يک
قرارداد
منصفانه بست=
07;
مى شود. ׳=
span>
&n=
bsp;ويژه
گى هاى دوگان=
607;
عدالت مورد
نظر رالز چني=
606;
اند: ׳
&n=
bsp;
١- وجود حق
برابر درون ک=
604;
سيستم و آزاد=
609;
هاى پايه اى
مساوى براى
همه. ׳
=
1634;-
نابرابرى ها=
09;
اقتصادى و
اجتماعى باي=
83;
براى ضعيف
ترين ها،
بيشترين
امتيازها را
بياورند. ׳
&n=
bsp;
يک
قرارداد،
مطابق رالز،
در مرحله هاى
مختفلى شکل م=
609;
گيرد: ׳
=
1633;-
پوشش بى خبرى
بر همه جا مسل=
1591;
است. شرکت
کنندگان در
قرارداد هيچ
گونه آگاهى ا=
586;
وضع احتمالى
خود و
امتيازها يا
زيان هاى در
پيش را
ندارند. =
523;
=
1634;-
قانون اساسى
مورد بررسى
قرار مى گيرد.
اکنون پوشش ب=
609;
خبرى به کنار
مى رود. ׳=
span>
&n=
bsp;
٣- ويژگى هاى
مجازى آن
تصميم هايى
اعلام مى شون=
583;
که براى قانو=
606;
گذارى
عادلانه، به
عنوان نتيجه
انتخاب
عقلانى، بني=
75;دگذار
هستند ﴿نظرد=
575;شت
و اجراى آنها
حکم است﴾. ׳
&n=
bsp;۴-
اکنون بايد
اين قاعده ها=
609;
بدست آمده، ا=
586;
طريق ادارات=
48;
قضات و
شهروندان،
براى موردها=
09;
مشخص به کار
روند. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
سوبژه
اخلاقى، در
تئورى
قرارداد،
سوبژه اى است =
1576;ا
منافع و علاق=
607;
هاى شخصى که
با فرض نخستي=
606;
﴿وجود پوشش ب=
1609;
خبرى﴾، در يک
وضعيت برابر=
09;
کامل با تمام=
609;
سوبژه هاى
ديگر﴿که در ه=
1605;ان
قرارداد شرک=
78;
دارند﴾ مى
باشد. ׳
&n=
bsp;
رالز
اصل انصاف را
داراى دو
ويژگى مى
داند: ׳
&n=
bsp;
حقوق و وظيفه
ها بر پايه
عدالت در
برخوردارى ا=
86;
امتيازها
پديدار مى شو=
606;د.
׳
انصاف
در عدالت، آن
چيزى است که
در شرايط منص=
601;انه
﴿برابرى کام=
604;
همه ﴾ شکل مى
گيرد. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;بنا
بر نظر رالز،
تعريف مفهوم
عدالت در شرا=
610;ط
" قرارداد
سرآغازين"،
مورد توافق و
پذيرش همه ى
احزاب است. ׳
در
تئورى عدالت
رالز
نابرابرى ها=
09;
مشخصى مجاز
هستند.
نابرابرى ها=
09;
اجتماعى و
اقتصادى باي=
83;
چنان برنامه
ريزى شوند تا
اين انتظار
خردمندانه
برآورده شود: =
1576;ايد
هر کسى بهره
برده و داراى
امتياز باشد.
اين اصل پايه =
1575;ى
﴿يعنى " به
نفع هر کسى" ﴾
را مى توان دو
گونه فهميد: ׳
&n=
bsp;
از يک سو مى
توان آن را
اصلى بهينه ﴿op=
timal﴾
دانست که به
طور رياضى
فيزيکى قابل
اندازه گيرى
دقيق است و از
سوى ديگر، مى
تواند معناى
اصل ناهمسان=
09;
﴿difference﴾ را
برساند. =
523;
مطابق
رالز، ما تنه=
575;
بخشى از مفهو=
605;
عدالت را مى
توانيم بر
پايه اصل
بهينه تعريف
کينم و درون
مايه اصلى
عدالت چيزى
نيست مگر
ايجاد بيشتر=
10;ن
امتيازها
براى
شهروندانى ک=
07;
کمترين
امتيازها را =
583;ارا
هستند. او در
مدل يک پارچگ=
609;
يا پيوستگى
﴿coherence﴾ عدالت
نظر ديگرى ار=
575;يه
مى دهد: ׳=
span>
&n=
bsp;
در اين مدل،
من يا " خود"
تجربى، و نه
مجرد، داور
اخلاقى است.
در اينجا، بر
خلاف مدل قرا=
585;داد
سرآغازين،
نيازى به
توافق هاى
اوليه ميان
افراد نيست،
بلکه تعادل
ميان اصول بط=
608;ر
رسمى پذيرفت=
07;
شده است که
مطرح مى باشد.
اين اصل ها در
روشى قياسى
بدست نمى
آيند، بلکه
بطور
ديالکتيکى
&n=
bsp;
و استقرايى
نتيجه مى شون=
583;
و داراى
اعتبارى موق=
78; و
زودگذر
هستند، چرا ک=
607;
رسيدن به
تعادل کامل و
بدون نقص،
ناممکن است.
سوبژه ها در
اين مورد به
اصل هاى
همگانى
منصفانه بود=
06;
رجوع نمى کنن=
583;،
بلکه داورى
هاى درست و
مشخص را بطور
جداگانه در
نظر مى گيرند.
داوران
اخلاقى با حس&nb=
sp;
اخلاقى و
عدالت
خواهانه خود
به توافق هاى
لازم مى رسند.&n=
bsp;
برداشت
اخلاقى و
سياسى سوبژه
ها، به نظر
رالز، تنها
هنگامى عينى
است که آنها ب=
1578;وانند
يک چارچوب
عملى را براى
خود بنيان گز=
575;رى
کنند. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
حق خلق ها
&n=
bsp;
&n=
bsp;
رالز در کتاب&nb=
sp;
" The Law of Peoples " تئورى
عدالت خود را
به ميان ملت
ها گسترش مى
دهد. در اينجا=
1548;
بيشتر از
واقعيت، با
اوتوپى روبر=
08;
مى شويم که
رالز آن را
اوتوپى واقع=
09;
مى خواند. در
اين تئورى
رالز به
مردمان و نه
دولت ها توجه
دارد: مردم
نمى جنگند و
بدليل فرهنگ =
608;
تاريخ خود به
اصول اخلاقى
مشخصى وابست=
07;
و وفادارند.
هيچ خلقى
خواهان
نابودى خلق
ديگر نيست. ׳
پرسش
اساسى در اين
اثر رالز چني=
606;
است: آيا
دمکراسى ها م=
609;
توانند با دي=
606;
ها و
ايدئولوژى
هاى همه جانب=
607;
و فراگير
همخوان باشن=
83;
؟ پاسخ رالز=
48; آرى
است با اين
تاکيد که تحم=
604;
و روادارى نق=
588;
مهمى در اين
رابطه دارد. ׳
&n=
bsp;
=
1645;٭٭
&n=
bsp;
رالز
پنج گونه
متفاوت جامع=
07;
را از هم تميز
مى دهد: ׳=
span>
جامعه
هاى خردمند
ليبرال. =
523;
&n=
bsp;جامعه
هاى شايسته ،
قابل احترام=
48;
آبرودار. ׳
جامعه
هاى پست و
شرور﴿بد
نهاد﴾. ׳=
span>
&n=
bsp;جامعه
هايى که در
شرايط بدى
گرفتار شده
اند. ׳
جامعه
هاى استبداد
باور و مطلق
گرا. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
دو جامعه نام
برده در رديف
اول و دوم،
جامعه هايى
خوب سازمان
يافته و
بسامان هستن=
83;.
׳
جامعه
دمکراتيک "
خوب سازمان
يافته" ،
جامعه اى
شورايى است و
سنجيده اقدا=
05;
مى کند. ׳=
span>
دمکرا=
587;ى
شورايى و
نظرخواه از س=
607;
عنصر اساسى ت=
588;کيل
شده است: =
1523;
=
1633;-
ايده خرد
عمومى
﴿جمعى﴾. &=
#1523;
=
1634;-
نهادهاى
دمکراتيک
قانونى. =
523;
=
1635;-
شهروندانى ک=
07;
جانبدار و
پشتيبان خرد
عمومى هستند. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
خلق هاى دنيا
منافع
متفاوتى نسب=
78;
به دولت ها
دارند و رالز
به همين دليل
از حق خلق ها
سخن مى گويد و
نه حق دولت ها
يا حکومت ها. ׳
جامعه
هاى شايسته و
آبرودار
داراى اين
ويژگى ها
هستند: ׳
&n=
bsp;جامعه
هيچ هدف
تجاوزگرانه
اى ندارد. ׳
&n=
bsp;امنيت
براى همه
اعضاى جامعه
فراهم و تضمي=
606;
شده است و هر
فرد " وظيفه"
اخلاقى نسبت
به جامعه دار=
583;.
׳
&n=
bsp;يک
برداشت و درک
عمومى از
عدالت در آن
جامعه موجود
است. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;رالز
در تئورى خود
بر اصل روا
دارى و تحمل
تاکيد مى کند:
يک خلق ليبرا=
604;
بايد يک خلق
غير ليبرال ر=
575;
تحمل کند.
تحمل يعنى
مردم فشار
اخلاقى بر مر=
583;م
ديگر نياورد=
07;
و از اجراى
مجازات آنها
چشم پوشى
کنند. ׳
&n=
bsp;
از آنجا که
هيچ خلقى نمى
پذيرد که نفع
يک خلق ديگر
را با وارد
کردن خسارت و
زيان به خودش=
548;
جبران کند و
همچنين به اي=
606;
دليل که مناف=
593;
خلق ها و دولت
ها از هم جداس=
1578;،
اصول و بنيان
هاى اخلاقى
مورد بررسى
فلسفه اخلاق
جايى در تئور=
609;
حقوق خلق ها
ندارند. مناف=
593;
خلق ها، بر
خلاف دولت ها=
548;
با رعايت
برابرى
منصفانه و
احترام
متقابل قابل
تامين است. ׳
&n=
bsp;در
رابطه با
جامعه هاى
شايسته، از د=
610;د
رالز، يک
تعريف دقيق و
کاملى براى
مفهوم شايست=
11;ى
وجود ندارد،
ولى مى توان
پذيرفت که
ويژگى هاى
عمومى آن بر
پايه نفى
خشونت طلبى و
تلاش براى حل
ديپلماتيک
مشکلات است.
سيستم حقوقى =
570;ن
نه وابسته به
حکومت، بلکه
در خدمت تامي=
606;
منافع خلق اس=
578;
در نتيجه
سيستم حقوقى
آن مورد تايي=
583;
اخلاقى و همه
جانبه مردم
است. ׳
&n=
bsp;رالز
براى " جامعه
هاى سلسله
مراتبى
﴿هيرارشيک، =
583;اراى
فرم
هيربدانه﴾
شايسته" طرح=
;
&n=
bsp;
"وضعيت
سرآغازين" ر=
5;
معتبر مى
داند، زيرا ا=
610;ن
جامعه ها به
خوبى سازمان
يافته اند و
خلق هاى آنها
چنين شرايطى
را پذيرفته و
عادلانه مى
يابند، هر چن=
583;
که بدان طرح
انتقادهايى
هم داشته باش=
606;د،
ولى مهم اين
است که تامين
و اجراى علاق=
607;
و منافع خود
را از راه
مسالمت آميز=
48;
و نه قهر و جنگ&=
#1548;
به پيش مى
برند. موضوع
انتقاد اساس=
09;
اين خلق ها
نسبت به طرح
قرارداد، مى
تواند اين با=
588;د
که رفتار
يکسان نسبت ب=
607;
نمايندگان
خلق هاى مختل=
601;
جايز نيست،
چرا که برخى
از خلق ها در
ميان خودشان=
48;
با يکديگر،
رفتار برابر =
608;
يکسانى
ندارند، پس
برخوردارى ا=
86;
برابرى در سط=
581;
بالا هم حق
آنها نيست
﴿عادلانه
نيست﴾. البته=
1548;
رفتار يکسان =
608;
برابر، بطور
شهودى، دارا=
09;
جذابيت و
نيرويى است ک=
607;
تنها در رابط=
607;
ميان افراد
جداگانه عمل
مى کند. بنا
براين، رالز
در اينجا دچا=
585;
تناقض آشکار=
09;
مى شود، چرا
که او رفتار
يکسان و
همانند نسبت
به جامعه هاى
گوناگون را
بازتابى از
برابرى و
يکسانى رواب=
91;
درونى آن
جامعه ها مى
داند. در حالى
که اين گونه
ارتباط و
رفتار برابر
ميان افراد
خردمند ﴿يا
هموندان جام=
93;ه
شايسته رالز@=
830;
هنگامى مى
تواند وجود د=
575;شته
باشد که
برابرى
مناسبى در "
رابطه ها"
موجود باشد.
براى مثال، م=
609;
توان با تمام
کليساها
برخوردى
برابر و
همانند داشت=
48; هر
چند که آنها
رابطه درونى
برابرى ميان
اعضاى خود
ندارند ﴿ولى
هر عضوى آن را
پذيرفته و
جايگاه خود د=
585;
آن سيستم
هيربدانه يا
پايگانى را
غير عادلانه
ارزيابى نمى =
705;ند﴾.
׳
&n=
bsp;
=
1645;٭٭
&n=
bsp;
رالز
مفهوم " وضعي=
78;
سرآغازين" ر=
5;
سه بار در تئو=
1585;ى
خود بکار مى
برد: دو بار
براى جامعه
هاى ليبرال
﴿افراد
اخلاقى در
جامعه ليبرا=
04;
و خود خلق
ليبرال﴾ و يک
بار براى
جامعه هاى پا=
610;گانى
شايسته. =
523;
&n=
bsp;
به دليل کاست=
609;
يا نبود ويژه
گى هاى لازم،
نمى توان
مفهوم وضعيت
سرآغازين را
براى عدالت
موجود درون
جامعه هاى
پايگانى
شايسته به کا=
585;
گرفت. اما اين
جامعه ها را
مى توان همرا=
607;
جامعه هاى
ليبرال، در ي=
705;
وضعيت
سرآغازين در =
606;ظر
گرفت. پى گيرى
هدف هاى مشتر=
705;
بايد از راه
تامين منافع
جمعى پشتيبا=
06;ى
و ممکن گردد.
با وجود اينک=
607;
در جامعه هاى =
1607;يربدانى
شايسته، يک
دين فراگير و
با نفوذ در قد=
1585;ت
حکومتى تسلط
دارد، ولى اي=
606;
چيره گى در بر=
1602;رارى
رابطه سياسى
با خلق هاى
ديگر دست بال=
575;
نداشته و
بسيار کم رنگ
مى شود. آموزش &=
#1607;اى
دينى مانع
خودمختارى
فرد و محدود
کننده آزادى
وجدان او
هستند، با اي=
606;
حال
نابخردانه ن=
10;ستند.
رالز در اينج=
575;
از يک جامعه
فرضى به نام ک=
1575;زانيست
ها مثال مى
آورد. در اين
جامعه، جداي=
09;
ميان دين و
دولت وجود
ندارد. مفهوم
جهاد داراى
بار اخلاقى و
روانى هيجان
برانگيز است.
سيستم حکومت=
09;
اين جامعه،
بطور دربست و
کامل، سيستم=
09;
گروهى
هيربدانى اس=
78;.
تصميم هاى مه=
605;
ميان اين گرو=
607;
ها گرفته مى
شود که در
موقع لزوم
براى تصميم
گيرى
فراخوانده م=
09;
شوند. هر يک از
افراد
حکومتى،
متعلق به يکى
از اين گروه
هاست. ׳
&n=
bsp;
هر گروهى توس=
591;
يکى از اعضاى =
1582;ود
نمايندگى مى
شود. قاضى ها و
کارمندان
مستقل هستند.
در تصميم گير=
609;
ها به اقليت
نسبى توجه مى
شود. رالز باز
هم رعايت حقو=
602;
بشر را داراى
اهميت مرکزى
مى داند: حقوق
بشر پيش شرط
لازم و ضرور
شايستگى
نهادهاى
سياسى يک
جامعه است. ׳
&n=
bsp;در
برابر
کازانيست ها=
48;
مى تواند جام=
593;ه
ديگرى وجود
داشته باشد:
يک جامعه
متعصب سرنوش=
78;
باور که زندگ=
609;
خوب را تنها
در کسب قدرت م=
1609;
بيند، جامعه
اى شرور که
حقوق بشر را
نقض مى کند.
بايد چنين
جامعه اى را
نکوهيد و با
جديت سرزنش
نمود و در
شرايط سخت، ا=
586;
طريق نظامى. ׳
&n=
bsp;
جامعه شرور
نمى تواند
خردمند باشد =
608;
نيست. آنها
جنگ طلب و
ماجراجويند.
هر
جامعه اى که
تجاوزگر
نباشد و حقوق
بشر را رعايت
کند، حق دفاع
از خود را
دارد. ׳
در
اينجا، رالز
مفهوم جنگ
عادلانه را
طرح مى کند: ׳
هدف جن=
1711;
عادلانه در
تامين صلح
عادلانه و
پايدار است. ׳
&n=
bsp;خلق
هاى خوب
سازمان
يافته، با
يکديگر نمى
جنگند، بلکه
فقط بر عليه
جامعه هاى خو=
576;
سازمان
نيافته مى
جنگند. ׳
بايد
همواره ميان
سه گروه تفاو=
578;
گذاشت: ׳
رهبرا=
606;
و کارمندان
جامعه شرور،
سربازان آن، =
605;ردم
غيرنظامى آن
جامعه. ׳
حق
طبيعى براى
رالز بخشى از
حق خدا دادى
است. حق خلق
ها، اما، يک
حق با مفهوم
سياسى است. ׳
&n=
bsp;دفاع
نظامى و جنگ
عادلانه توس=
91;
تمام اين قان=
608;ن
ها پشتيبانى
مى شوند. =
1523;
&n=
bsp;شرارت
جامعه هاى
شرور به دليل
ميل به تجاوز=
711;رى
و بيش خواهى
در آنها نيست=
548;
بلکه آنها سن=
578;
هاى سياسى
فرهنگى و
سرمايه
انسانى لازم
براى خوب
سازمان
يافتگى را در
اختيار
ندارند. براى
همين است که
بايد از سوى
دولت هاى
ليبرال
پشتيبانى
شوند تا اين ا=
1605;کانات
را يافته و
آموزش ببينن=
83;.
׳
&n=
bsp;مشکل
بزرگ جامعه
هاى شرور،
مطابق رالز،
در نبود يا
کاستى کثرت
گرايى
خردمندانه ا=
86;
يک سو، و
ناجورى يا
ناتوانى
دستگاه
باورهاى ﴿مذ=
607;بى،
سنتى،
آموزشى..﴾
آنها از سوى
ديگر است. ׳
&n=
bsp;
پلوراليسم
خردمندانه
نمودى از عقل
جمعى يا خرد
عمومى است.
چنين خردى
نبايد بر علي=
607;
دين يا ساير
باورهاى
اعضاى خود
باشد، چرا که
هر کسى بايد
امکان شرکت و
تاثيرگزارى
در آن را
داشته باشد. ׳
موضوع
هاى خرد جمعى:
رفاه عمومى و
چگونگى کسب و
برنامه ريزى
آن، وضع و
ترسيم چارچو=
76;
ها و درون
مايه هاى
قانون اساسى =
548;
پرسش هاى مرب=
608;ط
به عدالت و
حقوق بشر در
تمام زمينه
ها. شهروندان=
548;
بنا بر رالز،
تنها هنگامى
خردمند هستن=
83;
که آزاد و
برابر باشند. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
تئورى رالز،
بيشتر اوتوپ=
09;
تا رآليسم
&n=
bsp;
&n=
bsp;رالز
اوتوپى بکار
رفته در تئور=
609;
حق خلق هاى
خود را يک اوت=
1608;پياى
واقعى مى
داند. ׳
&n=
bsp;اوتوپى
ها پاسخى به
پرسش هايى از
اين دست هستن=
583;:
دنيايى که در
آن ارزش هاى
مشخصى جامه
عمل به خود
پوشيده
باشند، چگون=
07;
به نظر مى رسد
؟
&n=
bsp;يعنى،
اوتوپى ها
دسته اى از
آزمايش هاى
ذهنى هستند ک=
607;
همخوانى آنه=
75;
با " واقعيت
آتى" در وابس=
78;گى
به چارچوب و
قالب هاى هما=
606;
تئورى است. يک
اوتوپى
هنگامى واقع=
09;
است که مرزها=
609;
آن توسط
سياست عملى و
داده هاى آن
تعيين شده
باشد. ׳
اما
رالز در رابط=
607;
با تئورى حق
خلق ها، اصول
واقعيت داشت=
06;
اوتوپى خود ر=
575;
در اين مى بين=
1583;
که مى توان
امکان عملى
بودن آنها را
تصور کرد و آن
هم به اين
دليل ها: =
1523;
حقوق
بنيانى وجود
دارند که دول=
578;
هاى قانون سا=
604;ار
تابع اکيد
آنها هستند. ׳
در
اوتوپى
واقعى، مردم
چنان در نظر
گرفته مى شون=
583;،
که در واقع
نيز همان گون=
607;
هستند، يعنى
در چارچوب
قانون هاى
طبيعى و هم
چنين به عنوا=
606;
شهروندان يک
سيستم دمکرا=
78;يک.
׳
&n=
bsp;بالاترين
پرنسيپ ها و
اصول داراى
وجه عملى هست=
606;د.
׳
اصول
عدالت بايد د=
608;
سويه و داد و&nb=
sp;
گرفتى باشند: ׳
&n=
bsp;
اصول بنيانى
خردمندانه
شهروندان
آزاد ، براى
ديگر
شهروندان
آزاد و خردمن=
583;
نيز معتبر اس=
578;.
اين شرط بايد
وجود داشته
باشد که همه
شهروندان يک
تعريف يا تصو=
585;
عمومى نزديک
به هم و يا
همانندى از
عدالت داشته
باشند. ׳
تحمل و
روادارى توس=
91;
خرد جمعى. ׳
&n=
bsp;
&n=
bsp;
رالز با کمک
ايده اوتوپى
واقعى براى
بار دوم به
ايده وضعيت
سرآغازين
رجوع مى کند.
در اين مرحله
به جاى حزب و
سازمان ها،
نمايندگان
مستقيم خلق ه=
575;
شرکت مى کنند. <=
span
style=3D'color:white'>׳
چنان چ=
1607;
گفته شد، رال=
586;
در سه جاى
مختلف از مفه=
608;م
وضعيت
سرآغازين
استفاده مى
کند: ׳
&n=
bsp;١-
براى افراد
اخلاقى عضو
جامعه ليبرا=
04;.
׳
&n=
bsp;٢-
براى خلق هاى
ليبرال و حقو=
602;
آنها. ׳
&n=
bsp;٣-
براى هامعه
هاى شايسته. ׳
&n=
bsp;
در نخستين "
وضعيت سرآغا=
86;ين"
، همه شرکت
کنندگان
برابر و آزاد
هستند و از
خوبى هم درک
دارند. در
دومين " وضعي=
78;
سرآغازين"
خلق ها آزاد و
برابرند. ولى
درک فراگيرى
از خوبى هنوز
حاضر نيست،
حتا براى يک
خلق ليبرال.
دليل آن هم در
وجود تفاوت
بنيادى ميان
منافع خلق و
فرد است: فرد
﴿به عنوان شه=
1585;وند﴾
از دو نيروى
اخلاقى
برخوردار
است، يعنى حس
و درک عدالت و
درک و تصور از
خوبى. يک خلق
اما منافع
بنيادى خود ر=
575;
در به کار
گيرى مفهوم
سياسى عدالت
مى بيند.
بنابراين در
نخستين و
دومين وضعيت
ها در آنالوگ=
609;
با هم نيستند=
548;
بلکه بر پايه
منافع مختلف=
09;
شکل گرفته ان=
583;.
دومين وضعيت=
48;
در مقايسه با
نخستين
وضعيت، با کث=
585;ت
گرايى کمترى
همراه است و
برخورد موضع
گيرى ها با
يکديگر
شديدتر است. ׳
تمام
خلق هاى شرکت
کننده در
دومين وضعيت=
48;
بر سر اصول
اخلاقى
مشترکى تواف=
02;
دارند، زيرا
همه خلق ها،
حتا اگر
ليبرال
نباشند، به
دليل فرهنگ و
تاريخ خود يک
درک نسبى از
خوبى را دارا
مى باشند. درک
عدالت نزد خل=
602;
ها هنوز
فراگير و همه
جانبه نيست،
ولى مى توانن=
583;
اصول اخلاقى
مشخصى را از
آنها بيرون
بکشند. مانند
احترام به خل=
602;
هاى ديگر و حق=
1608;ق
بشر. ׳
&n=
bsp;
اين درک اما
بيشتر
اوتويپايى
است تا واقعى:
هر چند درست
است که تمام
خلق ها را بر
يک بنيان
اخلاقى در يک
وضعيت نخستي=
06;
گرد آورد و
قراردادى
براى زندگى
مسالمت آميز =
608;
عادلانه ميا=
06;
آنها عقد
نمود، ولى در
واقع، خلق ها
هميشه "
نمايندگى" م =
9;
شوند! و نماين=
1583;گان
نمى توانند ه=
585;
کسى يا هر
حزبى باشند، =
576;لکه
کسانى يا گرو=
607;
هايى هستند ک=
607;
در قدرت سياس=
609;
سهم دارند،
چرا که فقط
آنها اجازه
عقد
قراردادها ر=
75;
دارا هستند.
احزاب يا
نهادهاى حاک=
05;
مى توانند از
نظر فرهنگى ب=
575;
خلق متفاوت
باشند. روشن
نيست که رالز=
548;
در مثال جامع=
607;
هاى شايسته،
چه تصورى از
اين واقعيت
داشته است. ׳
&n=
bsp;
کازان=
610;ستان
يک آزمايش
ذهنى است و با=
1610;د
مثال يا نمون=
607;
اى براى جامع=
607;
شايسته و آبر=
608;دار
باشد. جامعه
اى که با يک
جامعه عادل
ليبرال در
دومين وضعيت
سرآغازين،
قرارداد مى ب=
606;دد.
׳
&n=
bsp;اين
احتمال مى رو=
583;
که رالز
کشورهاى
اسلامى مشخص=
09;
را مد نظر
دارد، که هر
چند صلح جو و
آرام هستند،
ولى از
ساختارهاى
دمکراتيک
درونى
محرومند. اما
روشن نيست که
قرارداد چگو=
06;ه
در سطح بين
الملل بسته م=
609;
شود، آن هم در
حالى که
نماينده
کازانيستان=
8;
در وضعيت
سرآغازين، ن=
07;
نماينده خلق=
48;
که سخن گوى
دولت است. پس
کازانيستان
يک اوتوپى و
آزمايش صرف
ذهنى باقى مى
ماند. ׳
&n=
bsp;