Philosophische Schriften

Deutsch

Download Persian Web(Download  and execute the file!) 

Contact: falsafeh@falsafeh.com

 

نوشتارها

فيلسوف ها

فرهنگ فلسفه

بازگفت ها

Home

 

   

اى خداى مهربان که همه جا هستى و اى ديگر خدايان که در اينجاييد! ׳

مرا چنان عطا فرماييد که از درون زيبا شوم. رفتار و کردار و همه ى برون مرا با درونم دوست و آشنا گردانيد. خرد مرا ثروت من قرار دهيد و مرا ثروت مند سازيد! ׳

" نيايش سقراط ، به نقل از فايدور، افلاطون"

 

ما بهروزى خود را در مستى دوزخى قدرت و طفيلى گرى نخواهيم شناخت، آن را در خدمت صادقانه و محجوبانه به حقيقت و عدالت و فضيلت خواهيم جست. ׳

نه گورگاه، که کارگاه آدمى است زمين، .... بر اين زمين عبث مرو!  بيافرين، بيافرين! ׳

" احسان طبرى"

 

چون مدتى بر اين برآمد، قدرى چشم من بازگشود. بدان قدر چشم مى نگريستم. چيزها مى ديدم که ديگر نديده بودم و از آن عجب مى داشتم تا هر روز به تدريج، قدرى چشم من زيادت بازکردند و جهان را بدين صفت که هست به من نمودند. ׳

هان تا سر رشته خود گم نکنى

خود را ز براى نيک و بد گم نکنى

رهرو رويى و راه تويى، منزل تو

هشدار که راه خود به خود گم نکنى ! ׳

" سهروردى"

 

همه آنچه تو انجام مى دهى، بى اهميت است. اما اينکه تو خودت آنها را انجام مى دهى، داراى اهميت زيادى است. ׳

" گاندى"

 

داشتن زبان مشترک به معنى رسيدن به درک متقابل نيست، چرا که درک موضوع مقدم بر هم زبانى است. ׳

حق داشتن و بر حق بودن، موضوعى است که در پروسه طولانى ارتباط و فرارسانى در جريانى آرام و با کسب توافق جمعى قابل دسترسى است. ׳

 فهميدن يعنى ارايه چيزى براى فهم. ׳

" کارل اتو آپل"

 

کسى که مبارزه کند، ممکن است شکست بخورد، ولى آنکه مبارزه نکند، شکست خورده هست. ׳

" برتولد برشت"

 

ما سرزمين خود را از پدران مان به ارث نبرده ايم، بلکه از فرزندان خود به امانت گرفته ايم. ׳

   راه هاى سه گانه کنش هاى خردمندانه : تفکر ﴿با ارزش ترين راه﴾، تقليد ﴿آسان ترين راه﴾، تجربه ﴿تلخ ترين راه﴾. ׳

 " کنفوسيوس"

 

تو سايه خودت را مى بينى، هر گاه به نور پشت کنى. ׳

هر انسانى داراى دو نيمه است: يکى در تاريکى بيدار است و نيمه ديگر که در روشنايى هم در خواب است. ׳

هنگامى تو به پايان آنچه برسى که بايد بدانى، در آغاز آن چيزى هستى که بايد احساس کنى. ׳

" خليل جيبران"

 

ببخش و فراموش نکن ! ׳

" اکبر گنجى"

 

انسان هاى سالم از اعمال قدرت نسبت به ديگران خجالت کشيده و پرهيز مى کنند. ׳

" ماسلوف"

 

موضوع درک نشدنى در هستى، درک پذير بودن آن است. ׳

تغيير و تجزيه عقيده اى که از پيش شکل گرفته باشد، از شکستن اتم دشوارتر است. ׳

تا هنگامى که در اين سياره يک کودک نگون بخت باشد، هيچ پيشرفتى در جهان انجام نگرفته است. ׳

" آينشتين"

 

ياد از گذشته، اميد به فردا، کار و تلاش در زمان حال. ׳

 چه بسيار چيزها که من نيازى به آنها ندارم. ׳

" ارسطو"

 

 کسى که بخواهد به روياهاى خود جامه عمل بپوشاند، بايد بيدار شود! ׳

" زيگفريد"

 

خرافات ويژه نماى روان هاى ضعيف و عاجزان است. ׳

" بالزاک"

 

مى گويند، آينده با گذشته همانندى دارد، به طورى که ما از روى تجربه، آينده را در مى يابيم... ׳

آنچه آينده بوده است، اکنون به گذشته تعلق دارد، که آن را آينده گذشته مى ناميم... ما آينده گذشته شده را مى شناسيم و نه آينده آينده را ... آيا آينده آينده مانند و مشابه آينده گذشته شده است ؟ هيچ دليلى نمى تواند چنين پرسشى را پاسخ گو باشد، دليل هايى که همواره بر پايه آينده گذشته شده اند. ׳

" برتراند راسل"

 

حادثه ها مانند چاقو هستند، که يا براى ما کار مى کنند و يا ما را زخمى. ׳

بستگى به اين دارد که ما دسته چاقو يا تيغه آن را در دست باشيم. ׳

" کنراد لورنس"

 

چنين فکر کن: يک بار پيش از دادن چيزى به کسى، دوبار پيش از دريافت چيزى از کسى و هزار بار پيس از تقاضاى چيزى از کسى. ׳

 عشق، مرگ را هم شکست مى دهد، ولى ممکن است از يک عادت کوچک بد شکست بخورد. ׳

" مارى اشن باخ"

 

تو چيزهايى را مى بينى و مى پرسى چرا، ولى من روياى چيزهايى را در سر مى پرورانم که نبوده و نيستند و مى پرسم، چرا نه ؟

مجازات دروغ گو فقط اين نيست که حرف هاى او را کسى باور نمى کند، بلکه در اين است که خودش هم ديگر نمى تواند گفته هاى ديگران را باور کند. ׳

" برنارد شاو"

 

آنکه آزادى را قربانى امنيت نمايد، نه شايسته داشتن آزادى است و نه لايق برخوردارى از امنيت. ׳

" بنيامين فرانکلين"

 

 خطرناک ترين و جنون آميزترين عقيده اين است که ما عقيده و باور خود را واقعيت محض بدانيم. ׳

" پاول واتسلاويک"

 کار کردن به خودى خود يک خصلت برجسته نيست، ولى سرچشمه همه ى خصلت هاى برجسته و پسنديده است. ׳

" تولستوى"

 

هر عملى در جهت تاثيرگذارى بر آينده است. ׳

" جان دوى"

 

نبوغ يعنى يک در صد الهام و نود و نه در صد کار و تلاش سخت و مداوم. ׳

" اديسون"

 

احترام تو به خودت و احترامى که ديگران به تو مى گذارند، اين است مفهوم خوش بختى. ׳

چه وحشتناک است، خرد را به زنجير کشيدن و فقط از نيروى آن استفاده کردن! ׳

" پاسکال"

 

نشانه ثروت تو در آنچه دارى نيست، بلکه در آن چيزهايى است که تو با ميل و افتخار از آنها چشم پوشى مى کنى. ׳

هنگامى که مرگ بيايد، ما ديگر نيستيم و تا آن هنگام که ما هستيم، مرگ نيست. پس چرا ترس از مرگ !؟

" اپيکور"

 

يک شيشه که به رنگ آبى ديده مى شود، همه ى رنگ هاى طيف نور را به خود گرفته، مگر رنگ آبى را.  يعنى رنگ شيشه به دليل چيزى است که مى دهد و نه آنچه دارد. ׳

" اريش فروم"

 

تاريخ نياکان براى آنهايى مهم است که شايستگى داشتن ميهن را دارند. ׳

" نيکلاى کرامزين"

 

 براى رسيدن به امنيت واقعى، سيم خاردار نکش، دروازه ها را باز کن! ׳

" کهکول"

 

خوش بختى يعنى مرزها و محدوديت هايت را بشناس و آنها را دوست داشته باش. ׳

" رومن رولان"

 

از آينده نمى ترسم، گذشته را مى شناسم، حال را دوست دارم. ׳

" ويليام وايت"

 

 شيرها، با تمام درنده گى، براى پروانه ها خطرى نيستند. ׳

" مارتياليس"

 

بهترين و مطمئن ترين پايه براى بناى يک ديدگاه جديد: ׳

شناخت اشتباه انجام شده و اعتراف به آن. ׳

" گونتر گراس"

 

آنجا که اشتباهى هست، تجربه اى هم هست. ׳

" آنتوان چخوف"

 

در مورد موضوع هايى که مورد مطالعه ما هستند، شناخت همچون برقى جهنده است و متن، رعد و غرش هاى دنباله آن. ׳

" والتر بنيامين"

 

استاد شاهکار خود را نمى ستايد، شاهکار استاد خود را مى ستايد. ׳

چه خطرناک است فردى که هيچ چيزى براى از دست دادن نداشته باشد. ׳

کسى نمى خواهد چيزى بشود، همه مى خواهند چيزى باشند! ׳

" گوته"

 

زندگى رياضيات است: ׳

خوبى ها را جمع کنيد، دعواها را کم کنيد، شادى ها را ضرب کنيد، دردها را تقسيم کنيد، نفرت ها را زير راديکال بريد، عشق را به توان برسانيد. ׳

" ويکتور هوگو"

 

يک سيب گنديده، هم جواران خود را لکه دار مى کند. ׳

هر جا اراده اى باشد، امکانى هم براى تحقق آن فراهم مى شود. ׳

" آلمانى"

 

سنگ ريزه توى کفش، ناراحتى بيشترى ايجاد مى کند تا يک سخره بزرگ در ميان راه. ׳

" کره اى"

 

 هيچ چيز به اندازه فهم و شعور عادلانه تقسيم نشده است: هر کسى اعتقاد دارد به مقدار کافى از آن برخوردار است. ׳

هر آنچه فقط " احتمالن" درست است، احتمالن اشتباه است. ׳

" دکارت"

 

پذيرفتن رخداد ﴿فاکت﴾ها مشکلى است، اما، مشکل بيشتر و مهم تر در ترتيب کنار هم قرار دادن اين فاکت ها و نتيجه گيرى عملى از آنهاست. ׳

" ويليام جيمز"

 

مرگ، حادثه اى در زندگى نيست. ׳

" ويتگنشتاين"

 

تنها کسى که زندگى را جدى، بسيار و به شدت جدى مى گيرد، داراى شوخ طبعى واقعى است. ׳

" کانت"

 

 

سبک درست کار روى يک موضوع عبارت است از توانايى کنار گذاشتن چيزهاى غير مهم و نا مربوط به آن. ׳

   " فويرباخ"

 

انسان مدل تمام دنياست. ׳

" لئوناردو دا وينچى"

 

 دزدانى هستند که مجازات نمى شوند، ولى گران بهاترين چيز را مى گيرند: وقت را. ׳

" ناپلئون بناپارت"

 

گاهى آنچه در نظر ما " قله" مى آيد، در واقع فقط يکى از پله هاى راه است. ׳

" سنکا"

 

   ايده آل ها مانند ستارگانى دوردست هستند: دست نيافتنى، ولى نشان دهنده مسير حرکت. ׳

 

در زندگى اندوه مطلق وجود ندارد، حتا سرازير شدن اشک هم، گونه را قلقلک مى دهد. ׳

 

 اصلى هست که زاييده نشده، به وجود نيامده، آفريده نشده و صورت نيافته است. چه اگر اين اصل زاييده نشده، به وجود نيامده و نا آفريده واقعيت نمى داشت، گريز از جهان آفريده شده، به وجود آمده و صورت پذيرفته ميسر نمى شد. ׳

 

تو سرچشمه هستى خودت هستى: ׳

آنچه را مى خواهى، فکر مى کنى. آنچه را فکر مى کنى، احساس مى کنى. آنچه را احساس مى کنى، نشانه بودن توست و آنچه را که هستى بروز مى دهى. آنچه را بروز مى دهى به سوى خود جذب مى کنى. ׳

 

ما خوب نمى مانيم، هر گاه براى بهتر شدن تلاش نکينم. ׳

 

 يک کليد مشخص بايد دست کم به يک قفل مشخص بخورد و مناسب آن باشد. ׳

"مناسب بودن"، در رابطه ميان کليد و قفل، ويژه نماى کليد است و نه قفل! ׳

 

بزرگ ترين توانايى يک فرد در قابل اعتماد بودن اوست. ׳

 

گفته ها باد هوا هستند، اما اگر به بادبان هاى برافراشته برخورند، کشتى ها هستند که درياها را در مى نوردند. ׳

 

بى سوادهاى واقعى کسانى هستند که خواندن را ياد گرفته اند، ولى استفاده اى از آن نمى کنند. ׳

 

انسان هاى بد و شرور وجود ندارند، آنها فقط بدبخت هستند. ׳

 

ياد و خاطره ، معمولن، مانند يک صافى عجيب عمل مى کند: خوبى هاى خودمان و بدى هاى ديگران را در خود نگه مى دارد. ׳

 

شخص حسود در واقع بيشتر خودش را دوست دارد و نه ديگرى را. ׳

 

   نادان آنچه را مى داند، مى گويد. دانا آنچه را مى گويد، مى داند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

 

 

 

الف

ب پ

ت ث

ج ج

ح  خ

د  ذ

ر  ز

س ش

ص  ض

ط  ظ

ع غ

ف  ق

ك  گ

ل م ن

و  ه ي