کميسيون اخلاق دکتر امير طبرى www.falsafeh.com ودن"، وظيفه هر موجود انسانى است. تشکيل نهادهايى که منافع اخلاقى فردى و جمعى را تامين مىکنند " انسان به معنى سلب مسئوليت افراد و يا واگذارى وجدان آنها به تشکيلات نيست. " آنه مارى پيپر" اخلاق، از يکسو، مجموعه اصل ها و قاعده هايى است که رفتارهاى انسانى را نظم ويژهاى مىبخشد و از ديگر سو، به آن بخشى از علم گفته مىشود که اين اصلها و قاعدهها را مورد بررسى قرار داده و زمينه مطالعه خود مىسازد. بررسى علمى اخلاق و امور اخلاقى، امرى است که، به دليل ماهيتى و ساختارى، همچنان در قلمرو فلسفه قرار دارد. اين بخش از فلسفه هم به مرور زمان انسجام هرچه بيشترى يافته و خود را بنام فلسفه اخلاق از ديگر بخشها جدا نموده است. فلسفه اخلاق، به دليل تاريخى و موضوعى، داراى ارتباط خويشاوندى با يزدان شناسى )ته اولوژى( و تمامى شاخههاى علوم انسانى مىباشد. بسيارى از مقولههاى اخلاقى با يارى مستقيم و نامستقيم يزدان شناسان، روانشناسان و يا فعالين رشتههاى ديگر پرداخته و تعريف شدهاند. چيستى موضوع اخلاق را مىتوان، در يک حالت بسيار کلى، چنين بيان نمود: آيا هرکارى که بخواهيم و يا هر تصميمى که بگيريم، مىتوانيم انجام دهيم؟ يا اينکه اصول و نکتههايى واقعى )عينى و معتبر ( وجود دارند که بايد به آنها توجه کنيم؟ آن اصلها کدامند؟ عينيت و اعتبار آنها چگونه و چيست؟ اخلاق، در مرتبه نخست، درستى کنشها و تصميمهاى انسانى را بگونهاى پرسش وار در برابر خود مىنهد. تصميم و همچنين کنش درست، آن تصميم و کنشى است که درستى خود را در برابر ديگران و در يک روند بازخواست از سوى ديگران، نشان بدهد. يعنى، ادعاى درستى يک تصميم و يک کنش، بخودى خود و مستقل از " ناظر"، نمىتواند مطرح باشد. اين " ناظر" يا " سوژه" ممکن است خود شخص باشد و يا هر موجود ديگرى که توانايى " نظارت" را دارد. بنابر اين، درستى هر کنش )و يا اصولن هرگونه تصميمى( در رابطه تنگاتنگى با " نيروى داورى" برخاسته از " توانايى نظارت" کنشگر و يا کنشگران ديگر است. ما انسانها، رفتار و تصميمهاى خود و همنوعان خود را به پرسش گرفته و کيفيتهاى اخلاقى آن را مىسنجيم. ترديدى نيست که اين نيروى سنجش، فرآوردهى روندهاى پ يچيده و چندين بعدى فردى و اجتماعى هر کدام از ما، به عنوان يک ناظر است. امکان پرسش در باره چرايى و چگونگى رفتارهاى خود و ديگران، پايه و زيربناى درک اخلاقى ما انسانها را فراهم نموده است. اين پرسش، در عمل، به مفهوم " مسئوليت" جلوه مىنمايد. پس، هر کنشگرى نسبت به کنشها و تصميمهاى خود " مسئول" است و بايد پاسخگو باشد. پاسخگويى به معنى دليل آورى است. دليل آورى هم به اين معنى است که ما با هم در يک ارتباط مشخص وارد شده و تبادل نظر مىکنيم. از همين جاست که اهميت " گفتمان" براى دريافتن درستى کنشها و تصميم ها درک مىشود. از اينرو، نيک و بد را نمىتوان خواسته ديوانگان و يا دستور دلبخواه اين يا آن کنشگر دانست. نيکى و شر را مىتوان و بايد در يک گفتمان بررسى نمود. بيخود نيست که آنچه بد و غير اخلاقى است، نابخردانه هم هست. هر چيز نابخردانهاى از گفتمان گريزان بوده و هيچگونه نقد و بررسى از سوى ديگر ناظران را هم بر نمىتابد. در سطح فردى، تسليم شدن به خواهشها و يا انجام رفتارى که نتوانيم پاسخگوى آنها بوده و مسئوليت آنها را در جمع بر عهده بگيريم، نمونهاى از کنشهاى نابخردانه است )ما آنچه را مايليم انجام مىدهيم و نه آنچه را که وظيفه داريم(. " وظيفه" به معنى کنش بر پايه هنجارها و در چارچوب قاعدهها و قراردادهاست، اما، " مسئوليت"، طرح حقانيت اجراى وظيفه بر زمينه روابط انسانى )در يک گفتمان( است. مسئوليت داراى نمودى دوگانه است: ١- در حالت فردى، که مشخص بوده و در رابطه کنشگر با خود و اطرافيان او بازتاب مىيابد. ٢- در شکل جمعى، که مجرد بوده و فراى فرديت کنشگر جاى دارد. در اين حالت، کنشگر از اينکه ديگران در رنج و ستم باشند، احساس رنجيدگى و ستمديدگى کرده و در صدد يارى به آنها بر مىآيد. چنانچه ديديم، حوزه فلسفه اخلاق شامل اصول و تئورىهاى اخلاقى مىباشد. اين تئورىها، بطور سنتى، در قلمرو فلسفه عملى قرار دارند. البته، تقسيم بندىهاى زيادى در زمينه اخلاق انجام شده است، اما، براى راحتى کار، مىتوان بخشى از اخلاق را با نام " اخلاق کاربردى" در نظر گرفت. اخلاق، به مفهوم کاربردى آن، اجراى پرنسيپهاى عمومى را در متن زندگى روزمره و در امور مشخص آن پيگيرى مىکند. فعاليتهاى شغلى در جامعه، يکى از مهمترين عرصههايى هستن د که بايد از نظر اخلاقى مورد توجه ويژهاى قرار بگيرند. در ميان مشاغل، پزشکى يکى از حرفه هايى است که از ديرباز داراى اخلاق ويژه خود بوده و پزشک را تنها با داشتن اين اخلاق به رسميت شناخته است. شايد از همينروست که در رابطه با پزشکى و پيامدهاى اجتماعى که کار يک پزشک )و در نهايت، سيستم پژوهشى و درمانى( دارد، لزوم توجه و رسيدگىهاى اخلاقى در قالب يک نهاد مسئول را مطرح نموده است، البته جاى پرسش است که چرا همين رفتار نسبت به رشتههايى چون گزارشگرى، سياست، رسانههاى عمومى،... که بطور مستقيم در برابر افکار عمومى بوده و نقش تعيين کنندهاى در ساختن فضاى فرهنگى دارند، جدى گرفته نمىشود)؟(... اخلاق پزشکى بخشى از اخلاق کاربردى بشمار مىآيد )دي گر بخشهاى اخلاق کاربردى عبارتند از: اخلاق اجتماعى، اخلاق سياسى، اخلاق زيستبومى يا اکولوژيک، اخلاق علمى، اخلاق اقتصادى. که هر يک هم داراى زير مجموعههايى هستند(. اخلاق پزشکى خود را با اين موضوعها مشغول مىکند: وظيفه يک پزشک، ارزش و کرامت انسانى بيماران، فن آورى ژنتيک، آزمايشهاى تجربى بر روى انسانها،..... در رابطه با بخشى از همين اخلاق پزشکى است که کميسيونهاى اخلاق تشکيل شدهاند. کميسيون اخلاق، وظيفه ارزيابى جنبههاى حقوقى و اخلاقى آن دسته از آزمايشهاى تجربى را که از انسان استفاده مىکنند، بر عهده دارد. شرح وظيفهها و کار پايه کميسيون اخلاق از سوى اتحاديه جهانى پزشکان تعيين شده است. اين اتحاديه تصميمهاى مبنى بر ايجاد کميسيون ا خلاق را در ١٨ مين گردهمايى خود در ژوئن سال ١٩۶۴در شهر هلسينکى اعلام نمود که بنام بيانيه هلسينکى مشهور مىباشد. اين بيانيه در نشستهاى بعدى اتحاديه، در سالهاى ١٩٧۵ و١٩٨٣ و ١٩٨٩ و ١٩٩۶ در شهرهاى مختلف جهان، مورد تجديد نظر قرار گرفته و همواره کاملتر شده است. کميسيونهاى اخلاق داراى حق کنترل و ارزيابى اخلاقى پروژههاى تحقيقى هستند و بايد تلاش نمايند که کرامت ذاتى موجود انسانى در جريان پژوهشهاى نامبرده آسيبى نديده و آنرا همراه ضمانت اخلاقى و حقوقى در حوزه اختيار خود برآورده سازند. ترکيب اعضاى شرکت کننده در اين کميسيونها بر پايه رعايت تخصص و حضور افراد با جنس و سنهاى مختلف در نظر گرفته مىشود. مشارکت يک فرد عادى جامعه که در رابطه با هيچ گروه علمى يا اقتصادى نباشد هم در نشستهاى اين کميسيون اجبارى است )با برخوردارى کامل از همه حقوق يک عضو(. در مجموع، انسان در دوران کنونى، نه در حرف، که در عمل و نه در مقياسهاى بزرگ، که حتا در کوچکترين خلوتگاههاى خود داراى چنان توانايىهايى گرديده که سبب ايجاد فاصله فزايندهاى ميان کارهاى "ممکن" و کنشهاى " اخلاقى" براى او شده است. انسان را نبايد تنها گذاشت! هر موجود انسانى در هر زمينهاى از فعاليت خود به خرد جمعى وابسته و نيازمند است. اين خرد جمعى در ميدان گفتمان، فعاليتى درخشان مىکند. کميسيونهاى اخلاق با سيستم کنترل و ارايه مشورتهاى خود، پزشک و پژوهنده را در اين شرايط پيچيده تنها نگذاشته و احساس مسئوليت آنها را بيدار نگه مىدارند.